تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
كه داند تا تو اندر پردهء غيب * چه چيزىّ و چه اصلى مايهء توست تو طفلى وانكه بر گهوارهء تو * شكنجه مىكند « 1 » هم دايهء توست اگر بالغ شوى ظاهر ببينى * كه هر دو كون يك سرمايهء توست تو اندر پردهء غيبىّ و آن چيز * كه مىبينى تو از خود سايهء توست برآى از پرده و بيع و شرا كن * كه صد عالم فروتر پايهء توست
لا جرم مقادير مردم شناختن و تفاوت درجات انسان دانستن و اختلاف طبقات برايا دريافتن ، اشكالى تمام دارد و ادراك تمامى آن معنى جز ارباب مكاشفات را دست نمىدهد ، امّا چون ظاهر نامه 292 / 8 عنوان « 2 » باطن است از بعضى اعمال ظاهر بر احوال باطن راه توان برد ، چنان كه گفته‌اند دود از آتش و درخت از بار ، آن حكايت نكند كه ظاهر از باطن و شاگرد از استاد . پس بدان‌قدر كه از مقادير مردم بشناسى خواه به طريق عيانى و خواه به وجه قياسى بايد كه تنزيل هر يك در منزلش واجب دانى كه « انزل النّاس منازلهم » و مقاليد عظائم امور و مفاتيح افعال احوال جمهور جز به دست رعايت و كف كفايت بزرگان كار ديدهء كافى و حق‌شناسان وافى ننهى و مردم فرومايه و بىاصل و نمّام و غمّاز و مفسد و ظالم و غاشم محتال را [ در ] رسوم رياست و قوانين سياست مجال مداخلت ندهى و از براى شكرگزارى اين‌چنين موهبت كه ايزد ، جلّت قدرته و علّت كلمته ، به كمال قدرت و مشيّت و وفور مرحمت و عطيّت خويش ابواب خزاين
« تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ »
بر روى دولت تو گشاده است و براى امر طاعت دارى و نفاذ فرمان‌بردارى حضرت تو در ميان جمله عالميان و كافّهء آدميان نداى
« أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
در داده بايد كه تا دلايل شهريارى در ناصيهء كسى لايح نبينى و مخايل بختيارى بر چهرهء او واضح مشاهده نكنى ، منصبى را از مناصب مملكت و حكمى را از احكام سلطنت به دو تفويض ننمايى و نظر در عواقب امور از سر تجربت كنى . « 3 » نظم : 292 / 22
كسى را « 4 » ببايد نخست آزمود * به قدر هنر پايگاهش فزود 292 / 23 از او بر دل از دست غم بارها * كه ناآزموده كند كارها
هامش
( 1 ) . تو را كج مىكند . ( ديوان عطار ) . ( 2 ) . نسخه : چون ظاهر عنوان نامه باطنست ر . ك : حواشى . ( 3 ) . ر . ك : حواشى . ( 4 ) . بوستان : به عقلش .