نصب عين خود سازد كه پادشاه را به فيض فضل الهى سلطنت دنيا و سعادت اولى دست داده است ، و عالم را به فيضان از لطف فضفاض نامتناهى سلطنت دين و دولت عقبى ميسّر گشته و رجحان دين بر دنيا و فضل عقبى بر اولى محتاج بيان نيست و آيات كتاب حكيم و احاديث رسول كريم در اين باب از حدّ تقرير بيرون و از حيّز تحرير افزون است پس هيچ ادنى « 1 » را نمىشايد كه بر اعلى تكبّر كند و اگر پادشاه به ملاحظهء اين معانى جانب علماى ربّانى مرعى دارد و در ترحيب و اجلال و تأليف دل و تطييب « 2 » حال ايشان اهتمام به تقديم رساند هرآينه به حكم « من خضع للّه رفعه اللّه » سلطنت دين و دنيا يابد و پادشاه دنيا و آخرت شود .
حكايت [ اكرام صالح مرّى در بارگاه خليفه ]
- صالح مرّى ، رحمة اللّه عليه ، به بارگاه يكى از خلفا رفت خليفه بر پاى خاست و بالش خود به صالح مرّى « 3 » 298 / 9 داد ؛ صالح گفت : صدق الحسن « 4 » ، خليفه پرسيد كه :
حسن چه گفته است ؟ گفت : اى امير المؤمنين ، حسن « رضى اللّه عنه » مىگويد : علم شرف شريف را زياد مىگرداند و مملوك را به مجالس ملوك مىرساند و ملوك را جليس مملوك مىسازد و اين حال ، مصداق « 5 » مقال اوست كه اگر علم نبودى صالح مرّى كدام گداى است كه بر وساده و چهار بالش امير المؤمنين نشيند امّا بشارت امير المؤمنين را كه حضرت رسالت مىفرمايد : « من اكرم عالما فقد اكرمنى » و نيز مىفرمايد : « من خضع للّه رفعه اللّه » هرآينه حضرت خليفه را بدين واسطه سعادت عقبى ضميمه سلطنت دنيا خواهد بود . خليفه گفت : آنچه از تربيت و تعظيم به تقديم رسيد مناسب مرتبهء ادناى عالم است در دنيا ، امّا تعظيمى كه لايق مرتبهء عظمت و جلالت عالم باشد در عقبى ، مقدور هيچ آفريده نيست ، مجاوزات آن به حكم « انّ جزاؤهم اليوم » و قضيّهء 298 / 19
« جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ »
« 6 » حضرت بارى تواند كرد و اين آيت فروخواند كه
« الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ »
« 7 » و اهل صلاح « 8 » و متصوّفه 298 / 20 را كه اوتاد زمين و اولاد روز يقين و افراد روزگار و واقفان سرّ كار و سالكان مسالك طريقت و مالكان ممالك حقيقتاند به نظر عنايت و حسن رعايت خويش مخصوص گرداند 298 / 23 و از حصص صدقات كه به صدق « 9 » نيّت و خلوص
هامش
( 1 ) . التّوسل نسخه . بس صبح اوتى .
( 2 ) . نسخه : طيب مال .
( 3 ) . مرد .
( 4 ) . صدب .
( 5 ) . بصداق .
( 6 ) . بيّنه ( 8 / 98 ) .
( 7 ) . مجادلة ( 58 / 11 ) .
( 8 ) . ر . ك : حواشى .
( 9 ) . نسخه : تصدق ر . ك : حواشى .