متعيّن گشتى ، و اين آيت به منزلهء دليل كلام سابق است كه : يعنى چون مكنونات « 1 » سراير و مستودعات ضماير را دانستن مخصوص پروردگار است و آنچه از مطاعن اظهار مىكنند آن نيز بر خداوند مخفى نيست پس اختيار حضرت پروردگار را رسد در وديعت نهادن اسرار رسالت و مخصوص گردانيدن دوستان خويش به عظمت و جلالت . چه گنجينهء خزاين اسرار ، دل است و معرفت احوال دل ما را حاصل ، صورت را چندان اعتبارى نيست . مثنوى :
گر به صورت آدمى انسان بُدى * احمد و بو جهل خود يكسان بُدى 290 / 7
نقش بر ديوار مثل آدم است * بنگر از آدم چه چيز او را كم است
جان كم است آن صورت بىتاب را * رو بجو آن گوهر كمياب را
شد سر شيران عالم جمله پست * چون سگ اصحاب را دادند دست
چه زيانستش از آن نفس نفور * چونكه جانش غرق شد در بحر نور
وصف صورت نيست اندر خامهها * عالم و عادل بود در نامهها
عالم و عادل همه معنى است بس * كس نيابى در مكان و پيش و پس
و لهذا حضرت خداوند ، تعالى ، مىفرمايد : كه من داناترم كه جوهر نفيس رسالت را در صندوق سينه و در حقّهء دل بىكينهء كه وديعت مىبايد نهاد . كه
« اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ »
« 2 » استحقاق اين معنى به صفاى سريرت است نه به حسن صورت و لهذا خواجه ، عليه السّلام ، مىفرمايد كه : « انّ اللّه تعالى لا ينظر الى صوركم و اعمالكم و لكن ينظر الى قلوبكم و نيّاتكم » يعنى : خداوند تعالى به صور و اعمال شما نظر نمىكند بلكه نظر او بر قلوب و نيّات شماست ، و شيخ عبد اللّه انصارى ، قدّس سرّه ، از اينجا مىفرمايد كه : كار به دل آگاه است نه به دستار و كلاه است ، بيدار باش كه كاروان بر سر راه است اگر واپس مانى مرا چه گناه است . « و
ذلِكَ [ فَضْلُ اللَّهِ ] يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ . »
« 3 » مثنوى :
نان دهى از هركسى آيد به كس * روحبخشى كار يزدان است و بس « 4 » 290 / 22
كار كار اوست و اختيار اختيار او ، در حقّ موسى و بنى اسرائيل ، عليهم السّلام ، مىفرمايد :
« وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ عَلى عِلْمٍ عَلَى الْعالَمِينَ
« 5 »
وَ آتَيْناهُمْ مِنَ الْآياتِ ما فِيهِ بَلؤُا
هامش
( 1 ) . مكتوبات .
( 2 ) . انعام ( 6 / 124 ) .
( 3 ) . مائده ( 5 / 54 ) .
( 4 ) . ر . ك : حواشى .
( 5 ) . دخان ( 44 / 33 ) .