منفعت هست و بعضى اصحاب ضلال را چون اهل اعتزال در اين مسئله خلاف است و خلاف ايشان مبنى بر آن است كه : « القضاء لا يتبدّل » « 1 » و تمسّك بدان كنند كه هر نفسى باز بستهء عمل خويش است كه : « و
كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ »
« 2 » و هركسى را جزا به موجب عمل اوست كه : « المرء يجزى بعمله لا به عمل غيره » و ما مىگوييم تبدّل بعضى احكام هم به قضا ممتنع نيست و مىگوييم عمل بر دو نوع است نسبتى و مباشرتى . اگرچه دعا و صدقه احياء به مباشرت اموات نيست امّا چون نسبت به بعضى اعمال ايشان است پس به نوعى عمل ايشان است و از ايشان منقطع نيست و ما را استدلال به احاديث صحاح است كه در باب دعاى احيا مر اموات را وارد شده است خصوصا آنچه در صلات جنازه آمده است و از سلف متوارث گشته پس اگر چنان كه اموات را در او نفعى نباشد عبث بود و خواجه ، عليه السّلام ، مىفرمايد كه : هيچ مرده نيست 287 / 10 كه چهل تن از مسلمانان دعا كنند و همه به شفاعت او اشتغال نمايند كه آن كس مغفور نگردد . « 3 » يعنى البته دعا و شفاعت ايشان را در حقّ او اثرى تمام باشد .
و هم خواجه ، عليه السّلام ، مىفرمايد كه : بر قريهاى كه عالمى و متعلّمى بگذرد خداوند تعالى تا چهل روز عذاب از اهل آن قريه بردارد و هم تمسّك مىكنيم به احاديثى كه در باب صدقه وارد شده است . چنان كه از سعد بن عباده 287 / 15 منقول است كه به حضرت خواجه گفت كه : يا رسول اللّه مادر من فوت شده كدام صدقه افضل است ؟ 287 / 16 پيغامبر ، عليه السّلام ، گفت : « الماء » . چاهى كند و از براى والدهء خود صدقه ساخت . « 4 »
و در حديث آمده است كه دعا ردّ بلا مىكند و صدقه آتش 287 / 18 غضب پروردگار را مىنشاند « 5 » و احاديث و آثار در اين باب به غايت بسيار است و اين مباحث را در بعضى مؤلّفات خويش مستوفى آوردهايم . بارى غرض از ايراد اين مطالب آنكه چون از دعا و صدقهء احيا ، اموات را منفعتى هست بايد كه گذشتگان را به دعا يا صدقه خشنود سازى و زندگان را غنيمت شمارى و هميشه به چارهسازى و غمگسارى ايشان بپردازى تا سعادت جاويد به دست آرى ، از آنكه گذشتگان ، عمل گذاشتهاند و چشم امل بر كرم شما داشته .
حكايت - يكى از بزرگان دين به گورستانى بگذشت و روضهء پدر را زيارت نكرد .
هامش
( 1 ) . للتبدل
( 2 ) . مدّثّر ( 74 / 38 ) .
( 3 ) . ر . ك : حواشى .
( 4 ) . ر . ك : حواشى .
( 5 ) . ر . ك : حواشى .