اى بداده رايگان صد چشم و گوش * بىزر شوت بخش كرده عقل و هوش
بيش از استحقاق بخشيده عطا * ديده از ما جمله كفران و خطا
اى عظيم از ما گناهان عظيم * تو توانى عفو كردن در حريم
ما ز حرص و آز خود را سوختيم * اين دعا را هم ز تو آموختيم
حرمت آنكه دعا آموختى * اندرين ظلمت چراغ افروختى
ياد ده ما را سخنهاى دقيق * كه تو را رحم آورد آن اى رفيق
هم دعا از تو اجابت هم ز تو * ايمنى از تو مهابت هم ز تو
گر خطا گفتيم اصلاحش تو كن * مصلحى تو اى تو سلطان سُخُن
كيميا دارى كه تبديلش كنى * گرچه جوى خون بود نيلش كنى
اينچنين ميناگريها كار توست * اينچنين اكسيرها اسرار توست
هم ز اوّل تو دهى ميل دعا * تو دهى آخر دعاها را جزا
اوّل و آخر تويى ما در ميان * هيچ هيچى كان نيايد در بيان
اسرارى كه در معانى بديعهء اين آيت كريمه است در بيان نمىگنجد امّا آنچه مطابق مقتضاى حال و موافق اعتبار و مناسب مقام بود آن است كه شنيدى و همانا دانستى كه حق ، سبحانه و تعالى ، در اين آيت كريمه مبالغتى تمام در اكرام و احسان والدين به تقديم رسانيده است و امر به دعاى خير كرده و دعا نيز تلقين نموده و اين دعا را سبب رحمت يافته ساخته و موجب عدم انقطاع عمل ايشان تا قيام ساعت و ساعت قيام گردانيده چنان كه خواجه مىفرمايد : « اذا مات ابن آدم انقطع عمله الّا عن ثلاث : ولد صالح يدعوا له بالخير . . . » الحديث . پس هيچ طريقهاى مرضىّتر و هيچ شيمهاى مقبولتر در حضرت بارى از ارضاجويى والدين در ايّام حيات و دعاگويى ايشان بعد از ممات نيست و لهذا خواجه ، عليه السّلام ، مىفرمايد : « رضا اللّه فى رضا الوالدين و سخطه فى سخطهما » يعنى رضاى خداوند ، تعالى ، در طلب مرضاة والدين است و غضب و آزار حق در قهر و آزار ايشان و اخبار و آثار در اين باب از حدّ تقرير بيرون و از حيّز تسطير افزون است امّا به نقل معانى بعضى قيام خواهيم نمود .
[ رواياتى از پيامبر ص ]
بدان كه خواجه ، عليه السّلام ، مىفرمايد كه هر فرزندى كه در روى پدر و مادر خود از روى مرحمت نظر اندازد و از روى شفقت به حال ايشان پردازد به فرمان حضرت