باب چهارم در فضائل اكتساب رضاى والده و دعاى خير بر والد
قال اللّه تعالى :
« وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً . »
« 1 » الآية و قال النبىّ عليه السّلام : « رضا اللّه فى رضا الوالدين و سخطهما » و عنه عليه السّلام : « الجنّة تحت اقدام الامّهات » بدان كه حضرت بارى ، علّت حكمته و جلّت قدرته ، در نگاه داشتن حق پدر و مادر مبالغهء بسيار كرده است و مراعات جانب ايشان را به كمال لطف و احسان چون عبادت خويش از قضاياى مبرمه و احكام محكمه داشته و به نظم جواهر اين دو امر در سلك يك آيت لواى عزّت والدين بر ذروهء عرش افراشته كه : « و قضى ربّك الّا تعبدوا الّا ايّاه » يعنى اى محمّد و اى حبيب حضرت احد ، پروردگار تو كه به كمال بندهپرورى و جمال عاطفتگسترى تو را برگزيدهء اوّلين و آخرين ساخت و بواسطهء عظمت تو علم عزّت امّتت را بر سر عالميان برافراخت كه .
« كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ »
« 2 » اينچنين پروردگار كه مخالفت فرمان او از عين ناسپاسى و عدم امتثال امر او از غايت حقناشناسى است قضا كرد و حكم فرمود كه بندگى مكنيد جز او را كه مذلّت و بندگى و عجز و سرافكندگى بر آستانهء جاه و حريم درگاه او پيرايهء زندگى و سرمايهء فرّخى و فرخندگى است و به امر قاطع و حكم ساطع بر ذمّهء نعمت شما واجب گردانيد كه طريق احسان به نسبت با والدين مسلوك داريد « 3 » كه :
« وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً
« 4 » اى و احسنوا بالوالدين احسانا » و باز مبالغت مىنمايد و هر يك را از امّت مىفرمايد : اگر يكى از پدر و مادر يا هر دو از پيرى و فتور به مقام عجز و قصور بازآيد و كفيل مصالح اعمال و متعهّد انتظام اموال خويش به غير از تو كه فرزند اويى نداشته باشد و زمام مئونات تكاليف خود را در جميع ابواب در كف كفايت تو گذاشته باشد چنان كه در حالت طفوليّت خويش ، تو را تعويل بر مرحمت و شفقت ايشان بود به هزار جان و دل به تكفّل امور و تعهّد احوال تو قيام مىنمودند بايد كه تو نيز در احتمال اداى [ حقّ ] ايشان طريق صبر پيشگيرى و در
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 / 23 ) .
( 2 ) . آل عمران ( 3 / 110 ) .
( 3 ) . دارند .
( 4 ) . اسراء ( 17 / 23 ) .