رحمت مادر اگرچه از خداست * خدمت او هم فريضه است و سزاست
زان سبب فرمود حق صلّوا عليه * كه محمّد بود محتاج اليه
در قيامت بنده را گويد خدا * كه چه كردى آنچه دادم مر تو را
گويد اى رب شكر تو كردم به جان * چون ز تو بود اصل آن روزىّ و نان
گويدش حق نى نكردى شكر من * چون نكردى شكر آن اكرام و فن
بر كريمى كردهاى حيف و ستم * نى ز دست او رسيدت نعمتم ؟
شكر منعم چون نياوردى بجا * هم نكردى شكر انعام خدا 274 / 7
من لا يؤدّى شكر نعمة خلّه * فمتى يؤدّى شكر نعمة ربّه 274 / 8
از شيخ حسن بصرى ، رضى اللّه عنه ، پرسيدند كه سعادت دنيا و آخرت به كدام خصلت توان يافت ؟ گفت . به شكر نعمت و حسن خدمت و اين دو بيت را انشاد كرد كه :
نظم .
و لو انّ لى فى كلّ منبت شعرة * لسانا يبثّ الشّكر كنت مقصّرا
شكرت لما اعطى بقول وحدته * و خير عباد اللّه من كان شاكرا
حكايت [ هارون الرّشيد و آل برمك و پير ]
- آوردهاند كه در آن وقت كه هارون الرّشيد آل برمك را برانداخت و سراهاى ايشان را خراب كردند فرمود : كه هركه ذكر خير ايشان بر زبان راند خود را از نعمت حيات محروم گرداند . بعد از چند وقت به سمع او رسانيدند كه پيرى مىآيد و در ميان اطلال و دمن آل برمك كرسى مىنهد و بر آنجا مىرود و خطبه در مناقب و محامد ايشان مىخواند و ذكر خير ايشان بر زبان مىراند و مىرود . فرمود كه او را حاضر گردانيد ، رفتند و پنهان بنشستند . بعد از ساعتى خادم بيامد و كرسى آورد و بنهاد و بعد از آن پيرى آمد و بر آن كرسى رفت و بر عادت ساعتى بگريست و به ياد احباب در آن اطلال و منازل خراب فرمود :
من شكسته به كويت نشسته مىگويم * أيا منازل سلماى اين سلماك « 1 » 274 / 21
و در مخاطبهء ساربان اين ابيات بر زبان راند : بيت .
اى ساربان منزل مكن جز در ديار يار من * تا يكزمان زارى كنم بر ربع و اطلال و دِمن
274 / 23 رَبع از دلم پرخون كنم اطلال را جيحون كنم * خاك دِمن گلگون كنم از آب چشم خويشتن
هامش
( 1 ) . ر . ك : حواشى .