ارزانى داشتهام مضاعف گردانم و اگر نعوذ باللّه شكر اين نعمت نگزاريد و همّت بر اداى مواجب مواهب نگماريد و سر به كفران « 1 » نعمت برآر [ يد ] هرآينه نصيبهء كافر نعمتان ، عذاب شديد خواهد بود . مثنوى :
شكر نعمت نعمتت افزون كند * كفر نعمت از كفت بيرون كند 263 / 4
و دليل بر كمال فضيلت شكر در اين آيت آن است كه حق ، سبحانه و تعالى ، مزيد نعمت را با شكر حكم قطعى داشت و استثنا نكرد و تعليق به مشيّت ننمود به خلاف اغنا و اجابت و رزق و مغفرت و توبه كه در اين پنج موضع استثنا هست كما قال تعالى :
« فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شاءَ »
« 2 » و قال
« فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شاءَ »
« 3 » و قال :
« يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ »
« 4 » و قال
« وَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلى مَنْ يَشاءُ »
« 5 » و هيچ دليلى بر فضيلت شكر واضحتر از اين نيست كه او خلقى است از اخلاق ربوبيّت . كما قال تعالى :
« وَ اللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ »
« 6 » و مفتاح كلام اهل جنّت اوست كه :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنا وَعْدَهُ »
« 7 » چون بعضى از حقايق شكر دانستى و قدرى از نتايج و فضائل او شناختى ببايد دانست كه شكر نه تنها آن است كه به زبان الحمد للّه گويى بلكه شكر به هفت اندام است ، شكر مال ، سخاوت كردن است ، و شكر نفس عبادت است ، و شكر زبان تصديق ، و شكر دل محبّت و توحيد ، و شكر سرّ مشاهدت ، و چون اين همه يافت شد شكرى ديگر برتر از اين ماند و آن ، آن است كه بنده اين همه از وى بيند نه از خويشتن تا يافته با وى بقا يابد و نايافته به شكر حاصل آيد ، و توفيق گزاردن آن شكر ، از عطاى نعمت عظيم ، پرنعمتى است چنان كه شيخ المشايخ شيخ ابو على رودبارى ، قدّس سرّه ، مىفرمايد : شعر .
لو كلّ جارحة منّى لها لغة * تثنى عليك بما اوليت من حسن 263 / 19
لكان ما زاد شكرى اذا شكرت له * اليك أزيد فى الإحسان و المنن
ترجمه اين دو بيت آن است كه : اگر عضوى را از اعضاى من لغتى بودى تا بدان لغت ثناى تو گفتمى بر آن نيكويى كه تو مرا دادهاى هرآينه آنچه شكر مرا زيادت كرد چون شكر تو بجاى آوردم برتر است آن از همه نيكويىها و منّتها ، و معنى اين سخن آنكه شكر زيادت واجب كند و يافته را بقا يابد تا زيادت درست آيد ؛ پس شكر دو كار
هامش
( 1 ) . نسخه به فكر آن .
( 2 ) . نساء ( 4 / 48 ) .
( 3 ) . توبه ( 9 / 15 ) .
( 4 ) . نساء ( 4 / 48 ) .
( 5 ) . توبه ( 9 / 15 ) .
( 6 ) . تغابن ( 64 / 17 ) .
( 7 ) . زمر ( 39 / 74 ) .