باب سوم در فضائل شكر نعمت و حسن خدمت
قال اللّه سبحانه و تعالى :
« اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ »
« 1 » و قال عزّ من قائل :
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ »
« 2 » و قال عليه السّلام :
« من ازلّت عليه نعمة فليشكرها » و قال عليه السّلام : « انّ اللّه تعالى اذا انعم على عبده نعمة يحبّ ان يرى اثرها عليه » و قال عليه السّلام : « لا يشكر اللّه من [ لا ] يشكر النّاس » و قال :
« من لم يشكر القليل لم يشكر الكثير . »
بدان كه شكر ، مهر عروس نعمت است و تميمهء تمامى امنيّت . قيد شوارد موجود است 261 / 8 و صيد اوابد « 3 » مفقود و ليكن مرتبهاى است عاليه و منقبتى است و اليه ، چنان كه خواصّ عباد باكمال استعداد در اقامت وظايف شكر نعمت و ادامت شرائف حسن خدمت ، به عجز و قصور معترف و به كلال و فتور متّصفاند .
[ شكرگزارى داود ع ]
در خبر آمده است كه حضرت ملك معبود چون داود را ، عليه السّلام ، شكرگزارى نعمت فرمود ، سه روز مهلت خواست پس از سه روز جبرئيل آمد كه « يا داود » چه كردى ؟ گفت : نتوانستم شكر به جاى آوردن از بهر آنكه هر شكرى كه بياوردم توفيق نويى بايست ، شكرى نو بر من واجب آمد ، از شكر عاجز آمدم . [ خطاب ] آمد كه « يا داود الآن قد شكرتنى » « 4 » و هم به اخبار ، داود دانست كه چون خداى ، عزّ و جلّ ، او را ملك و نبوّت داد از شكر آن دو نعمت عاجز آمد ، حال پدران خويش بازجست ، آدم را نعمت بيش از آن خويش يافت ، خواست بداند كه آدم چه شكر آورد تا او نيز بدان قيام نمايد مناجات كرد و گفت : الهى مىخواهم بدانم كه آدم شكر تو چگونه بجاى آورد . امر آمد كه « يا داود » عرف آدم 261 / 20 انّ ذلك كلّه منّى فجعلته شكرا له يعنى آدم به تحقيق شناخت كه همهء نعمت از من است پس آن شناختن او به جاى شكر گزاردن است .
هامش
( 1 ) . سبأ ( 34 / 13 ) .
( 2 ) . ابراهيم ( 14 / 7 ) .
( 3 ) . نسخه . اوايد . اوابد . جانوران وحشى و دد و دام جمع آبده .
( 4 ) . ر . ك : حواشى - فهرست احاديث .