تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
بريدند سر از تن و دم نزد * ز فرمانبرى دست و پا هم نزد
در آن مجمع مقبلى صاحب‌دلى حاضر بود چون اين حال مشاهده كرد نعره زد و گفت : آه‌آه كه در اطاعت فرمان پادشاه از پيل كمتريم . « 1 » لمؤلّفه طاب ثراه : 260 / 3
به فرمان شه پيل گشته مطيع * ز انسان بود سركشى بس شنيع دلا تن به فرمان آن شاه ده * مكن سركشى بيش و گردن بنه به فرمانبرى صد عنايت رسد * عنايات بىحدّ و غايت رسد
و در نظر ارباب عقول و بصاير و اصحاب فهوم و ضماير ، مشاهد و معلوم و مقرّر و مفهوم است كه انتظام جميع عالم از اوج عليّين تا قعر زمين و از فرق فرقدين و سماك تا پشت سمك و پشتهء خاك ، قايم به فرمانبرى است ، چنان كه در كتاب كنوز الحقائق به نظم بعضى از اين دقايق قيام نموده‌ايم ، و بعضى از آن ابيات اين است : لمؤلّفه طاب ثراه .
به فرمان شه مىكنم چاكرى * كه برپاست « 2 » عالم ز فرمانبرى فلك را ز فرمانبرى اين دوار * زمين را ز فرمانبرى اين قرار در آن دم كه ارض و سما را خدا * به فرمان شاهى بگفت « ائتيا » بگفتند اذ صارتا سامعين * اتينا الى ربّنا راغبين به فرمان آن شاه چون روح پاك * شد الحق گرفتار اين تيره خاك سعادات كونين شد حاصلش * كه واقف بود زين سعادت دلش بدين گنج مالك شد اندر جهان * كه هيچش نديدست هيچش نهان [ ؟ ] بدين گنجها آن تجارت كند * كه دار الخلافه عمارت كند چو در داد تن را به فرمان شاه * ز فرمانبرى يافت صد عزّ و جاه بديد آن تن تيره از وصل روح * به دنيا و عقبى هزاران فتوح تو را باد توفيق ايزد قرين * كه باشى مطيع شهنشاه دين به فرمانبرى دولتت بيش باد * به فرمان تو مير و درويش باد
هامش
( 1 ) . ر . ك : حواشى . ( 2 ) . نسخه : بر ماست ( تصحيح قياسى ) .
ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 260 | كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي / مهدى درخشان