تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
تقوى و اكتساب رضاى مولى اولى شمرد « 1 » 253 / 1 و به اغترار به مساعدت اين دولت پرآفت سلطنت اولوالامرى و مملكت ، خلافت از دست ندهد و در مخاطبهء خود گويد : شعر .
از پشت « 2 » پادشاهى مسجود جبرئيلى * ملك پدر نجويى اى بينوا چه باشد 253 / 3 تو گوهرى نهفته در كاه و گل گرفته * گر رخ ز گل بشويى اى خوش‌لقا چه باشد
و يقين داند كه حضرت الهى اوّلا او را به متابعت احكام شرايع كما هى امر كرده است بعد از آن ديگران را به طاعت‌دارى و فرمان‌بردارى او فرموده ، پس فرمان‌بردارى ايشان تابع فرمان‌بردارى اوست كه : « النّاس على دين ملوكهم » و مىشايد كه در باقى حديث متقدّم ، بر اين معنى اشارت باشد آنجا كه گفت : « و انّما الامام جنّة يقاتل من ورائه و بقى به فان امر بتقوى اللّه و عدل فانّ له بذلك اجرا و ان قال بغيره فانّ عليه منه وزرا . » معنى آن است كه امام و حاكم احكام در ميان انام به منزلهء سپر است كه محاربت با اعداى دين و محافظت ثغور مسلمين [ كند ] چون پيش ايستد و در حكم
« وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ »
« 3 » امر « ابدأ بنفسك » را نصب عين خود سازد ديگران به متابعت او به محاربت رغبت نمايند وقايت نفس و مال خويش او را شناسند ، پس اگر توفيق رفيق او گردد و امر « 4 » به تقوى كند و معدلت را شعار خود سازد اجرى عظيم دريابد و اگر به غير اين فرمايد وزرى جسيم حاصل كند .

پادشاه جمشيد گويد : بر پادشاه لازم است كه سيرت خود نيكو دارد كه سيرت او سنّت رعيّت باشد

و ايشان همان درآموزند كه از پادشاه ببينند و گفته‌اند : « النّاس على دين ملوكهم » چه ، رعيّت همان كنند كه از پادشاه ببينند و فرزند همان كند كه از پدر و مادر بيند . پس چون پادشاه نيكى ورزد رعيّت هم نيكى ورزند لا جرم عالم آبادان ماند و رعيّت برقرار باشند . آنچه ذكر كرده شد شرط استحقاق خلافت كبرى است امّا مذهب صحيح آن است كه پادشاه و حاكم خواه جابر و جافى باشد و خواه از جفا و جور متجافى ، هيچ كس را خروج از اطاعت فرمان او نمىرسد ، چنان كه عوف بن مالك اشجعى 253 / 22 ، رضى اللّه عنه ، از حضرت خواجه ، عليه السّلام ، روايت مىكند كه گفت : بهترين سلاطين انام و ائمّهء اسلام آن طايفه‌اند كه سلسلهء محبّت و علاقهء مودّت در ميان شما و
هامش
( 1 ) . ر . ك : حواشى . ( 2 ) . نسخه : از تست . ر . ك : حواشى . ( 3 ) . توبه ( 9 / 20 ) . ( 4 ) . واو .