مبشّران اصناف عنايت حضرت احدى و منتقدان « 1 » مراسم هدايت جناب صمدى [ و ] وافيان به مواثيق عهود و واقيان شرائط ايمان و عقود « 2 » را بشارت
« وَ مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً »
« 3 » در دادهاند .
ديگر در اذهان اذكيا « 4 » مقرّر است كه وفادارى و حقشناسى و حقگزارى لازم يكديگرند و لهذا حضرت بارى ، جلّت قدرته و عظمت نعمته ، بنى اسرائيل را كه فرزندان يعقوب ، عليهالسّلاماند مىفرمايد :
« اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ »
« 5 » يعنى ياد كنيد نعمتهاى مرا كه بر شما ارزانى داشتم ، و بشناسيد عنايتهاى « 6 » مرا كه در هيچ حالى شما را بىمعاونت نگذاشتم ، اگر از دست فرعونيان روى به دريا نهاديد به فرعون خود دريا بشكافتم و شما را راه دادم و فرعون و اتباعش را از آب به آنش فرستادم و اگر در بيابان تشنه شديد از سنگ آب روانه ساختم و از براى رفع گرماى تيه سايهبانى از ابر سپيد پرداختم و دوازده سبط را كه دوازده پسر يعقوب بودند از هر پسرى دوازده هزار فرزند و نبيره مدّت چهل سال در تيه طعام از منّ و سلوى مهيّا داشتم و باد را بر ذبح كردن و رتبح « 7 » [ ؟ ] و آفتاب را بر بريان ساختن بگماشتم و هر شب به جاى چراغ و روشنايى عمودى از نور از آسمان تا زمين منتصب ساختم و به قدرت كامله و حكمت شاملهء ما فرزندان شما متولّد شدند و جامهها به قدر جثّهء ايشان مىباليد و كهنه نمىشد و در اين چهل سال هيچ كس را موى و ناخن نباليدى و افضل اين كرم و اجل اين نعم آنكه در ايّام فترت رسل و انقطاع وحى ، محمّد را ، عليه السّلام ، از براى هدايت دادن و راه حق نمودن بر شما فرستادم لا جرم حق اين نعمتها شناسيد و شكر اين عنايتها بگذاريد و « اوفوا بعهدى اوف بعهدكم » يعنى وفاى عهد را شعار خود سازيد تا بر موجب وعدهء خود ، شما را به بهشت برسانم و آنچه غايت مقصود و نهايت مراد شماست بر شما ارزانى دارم چه حسن وفاى عهد از كمال ايمان است ، كما قال النّبى عليه السّلام : « انّ حسن العهد من الإيمان . » لمؤلّفه :
يقين دان كه آن است و بس آدمى * كه ورزد ره مردى و مردمى
كسى را شناس آدمى در جهان * كه باشد نكوسيرت و مهربان
هامش
( 1 ) . مفدان .
( 2 ) . فتح ( 48 / 10 ) .
( 3 ) . فتح ( 48 / 10 ) .
( 4 ) . نسخه . از كياظ آنچه در متن آورد مناسبتر است .
( 5 ) . بقره ( 2 / 22 ) .
( 6 ) . نسخه : غايتهاى .
( 7 ) . كذا . ندانستم چيست .