به هر طرف كه دهان را گشادمى به شكاف * كه قوّتم برسيده است ، وقت شد ، هشدار
همىزدى به دهانم ز حرص مشتى گل * نهشتيم كه بگويم ، چه گويم اى معمار « 1 »
و مقصود از ايراد اين تمثيل همان چند بيت است كه حضرت مولانا جلال الدّين البلخى در سلك نظم كشيده است كه . تتمّهء شعر سابق :
بدان كه خانه تو هستىّ و رنجها چو شكاف * شكاف رنج گرفتى به دارو ، اى بيمار
مثال كاه گل است اين مزوّر و معجون * هلا تو كاه گل اندر شكاف مىافشار
خمار دردسرت از شراب مرگ شناس * مخور شراب بنفشه بهل شراب انار
بخور شراب انابت بساز قرص ورع * ز توبه ساز تو معجون ، غذا ز استغفار
بگير نبض دل و دين خود ببين چونى * نگاه كن تو به قارورهء عمل يكبار
به حق گريز كه آب حيات او دارد * تو زينهار از او خواه هر نفس زنهار
مقالهء دوم در آيين خدمت حضرت خاقانى و رعايت رسوم جهانبانى
و اين مقاله مشتمل است بر نه باب :
باب اوّل در فضائل وفادارى و حقگزارى .
قال اللّه سبحانه و تعالى :
« يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ »
« 2 » و قال عليه السّلام : « انّ حسن العهد من الإيمان » و قال عليه السّلام : « انّ ابرّ البر ان يصل الرّجل ودّ أبيه » هرآينه بر رأى ارباب الباب 236 / 16 كه كاشفان دقيق كتاب و واصفان حقايق فصلالخطاباند ، ظاهر و پيدا و روشن و هويداست كه منشيان ديوان ازل به حكم مالك الملك لم يزل نامهء عهد و ايمان را كه منشور اسلام و ايمان است به طغراى برّ و وفا آراستهاند و مثال واجب الامتثال مبايعت را كه سجلّ سر به مهر متابعت است به عنوان حقشناسى و صدق و صفا پيراسته و سايسان قهرمان قهر الهى و واسمان سمت و احكام پادشاهى بر جباه ناقضان ميثاق و الحاد [ و ] ناكثان عهدهء وثاق داغ توبيخ
« فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ »
« 3 » نهاده و
هامش
( 1 ) . ر . ك : حواشى .
( 2 ) . بقره ( 2 / 40 ) .
( 3 ) . فتح ( 48 / 10 ) .