عاقل آن است كه با وجود اعلى به ادنى قانع نشود و به فريب قليل از طلب كثير باز نماند ، حضرت الهى جميع متاع دنيا را قليل مىخواند كه :
« قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ »
« 1 » و مىفرمايد كه آخرت بهتر است آن كس را [ كه ] پرهيزكار و پاكيزه باشد كه :
« وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقى »
و در اين آيت اشارت است بر آنكه دون همّت ، اهل دنياست و متّقى اهل عقباست و عاشق صاحب همّت اهل مولاست
« وَ لا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا »
« 2 » يعنى ما به رشتهء تابى بر كسى ظلم روا نمىداريم ، هركسى را مراد به قدر همّت و اندازهء طلب او مىدهيم .
حرمان اهل دنيا از آخرت از دون همّتى است و فريفته شدن اهل آخرت به حور و قصور جنّت « 3 » [ از بىمعرفتى ] پس سنّت ما چنين رفته است كه : « الدّنيا حرام على اهل الآخرة و الآخرة حرام على اهل الدّنيا و هما حرامان على اهل اللّه » يعنى دنيا بر اهل آخرت حرام است و آخرت بر اهل دنيا حرام است و دنيا و آخرت بر اهل اللّه حرام .
حكيم انورى .
به استعداد بايد هركه از ما چيزكى جويد * نه اندر به دو فطرت پيش از اين كان الفتى طينا 196 / 12
بلى از « جاهدوا » يكسر به دست توست اين رشته * ولى از جاهدوا هم برنيايد هيچ بى « فينا » « 4 »
لمؤلّفه قدّس سرّه :
جز لطف و جز حلاوت خود از شكر چه آيد * جز نور پخش كردن خود از قمر چه آيد
196 / 15 جز رنگهاى دلكش از گلستان چه خيزد * جز برگ و جز شكوفه از شاخ تر چه آيد
جز طالع مبارك از مشترى چه يا بى * جز نقدهاى روشن از كان زر چه آيد
آن آفتاب تابان مر لعل را چه بخشد * وز آب زندگانى اندر جگر چه آيد
از ديدن جمالى كو حسن آفريند * باللّه يكى نظر كن كاندر نظر چه آيد « 5 »
بزرگان گفتهاند : قلّة المعرفة من خساسة الهمّة . يعنى قلّت معرفت از خساست همّت « 6 » 196 / 20 [ است ] . و اين فقير مىگويد : خساست همّت از قلّت معرفت است . كسى را كه معرفت لذّت وصل يار « 7 » باشد كى [ به ] مشاهدهء ديدار قانع شود و هركه واقف از نعيم دار القرار بود كجا به غرور دنياى غدّار فريفته گردد ؟ طفل بيچاره را تحمل بستن گهواره بدان سبب است كه در دست و پاى او قوّت نيست . لا جرم اطفال طريقت را بستگى به دنيا و
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 / 77 ) .
( 2 ) . نساء ( 4 / 77 ) .
( 3 ) . حيلت عبارت ميان دو قلاب نيز تصحيح قياسى است .
( 4 ) . ر . ك : حواشى .
( 5 ) . ر . ك : حواشى .
( 6 ) . الهت .
( 7 ) . ديدار .