آمد ؟ گفت : آدم جوهر عالى داشت و او را با حضرت [ قدسى ] انسى تمام بود . با آنقدر ارجمند و همّت بلند چون ميل نعيم جنّت كرد [ لا جرم خطاب « اهبطوا » شنيد ] . « 1 »
شيخ فريد الدّين العطّار فرمايد :
هاتفى برداشت آوازى بلند * كاى بهشتت كرده از هرگونه بند 190 / 4
هركه در هر دو جهان بيرون ما * سر فرود آرد به چيزى دون ما
ما زوال آريم بر وى هرچه هست * زانكه نتوان زد به غير دوست دست
آن برد اين گوى از اين ميدان بدر * كش نيايد هيچ چيزى در نظر
كيست آن برگو به جز خيرُ البشر * وصف او حق گفت « ما زاغَ الْبَصَرُ » « 2 »
ديوانهاى مىگريست 190 / 9 ، سايلى پرسيد كه سبب گريه چيست ؟ گفت : نظر در عالم انداختم و او را به حقيقت چنان كه مىبايد شناختم ، حقّهاى است سر برنهاده و خلقى را در او سر در داده چون اجل سر آن حقّه برگيرد هركه پر داشته باشد پرواز كند و آنكه پر ندارد هم در حقّه بازماند ، بر آن مىگريم تا من از كدام طايفهام ؟ بيت :
مرغ همّت را به معنى بال ده * عقل را دل بخش و جان را حال ده
پيش از آن كز حقّه برگيرند سر * مرغ ره گرد و برآور بالوپر
تا نه بالوپر بسوزد ، خويش هم * تا تو باشى از همه در پيش هم « 3 »
هامش
( 1 ) . آنچه در ميان دو قلاب گذاشته شده در متن نسخه نيست ، ظاهرا افتاده دارد و به چنين عبارات و كلماتى مطلب نيازمند است . اهبطوا اشاره به آيهء 34 سورهء 2 است .
( 2 ) . نجم ( 53 / 17 ) .
( 3 ) . ر . ك : حواشى .