تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
جواب گويند و باز اعادهء كلام كرد ، همان جوان جواب داد . پيغامبر گفت : اى جوان از من قبول كردى كه روز روزه‌دارى و شب نماز بگزارى و اندر بنى اسرائيل حكم كنى و خشم نگيرى ؟ گفت : يا رسول اللّه بلى . گفت : تو را ولىّ عهد خويش كردم و بعد از وفات خويش تو را حاكم بنى اسرائيل ساختم . روزگارى بر اين برآمد آن پيغامبر نقل كرد و جوان ولى عهد او شد و گويند ذو الكفل آن جوان بود و به روز روزه داشتى و شب عبادت كردى و هر روز تا نماز پيشين در ميان بنى اسرائيل به حكم اشتغال نمودى و هرچند ايذا كردندى حلم فرونگذاشتى ، ابليس را ، عليه‌اللّعنه ، بر كار او غيرت آمد ، جنود خود را به انواع تلبيس مىفرستاد و او را مىرنجانيدند و كوه وقار و حلم او متزلزل نمىشد در آخر خود رفت به صورت پيرى ضعيف عصا در دست گرفته و گريان و نالان در مقابلهء ذو الكفل بنشست . چون از مسند حكم برخاست و متوجّه خانه شد سر راه او گرفت و گفت فلان قوم بر من ظلم كرده‌اند داد من از ايشان بستان و سخن چندان دراز كشيد كه ذو الكفل به تنگ آمد تا غايتى كه وقت قيلوله گذشت و با وضو نيز احتياج داشت و زحمت مىكشيد با وجود آن حلم ورزيدن ، گفت : چرا وقت حكم حاضر نشدى ؟ گفت . مردى پيرم و و ضعيف در ميان قوم ازدحام است و درآمدن متعذّر ، بنشست و نامه بدان نوشت تا حاضر آيند ، روز ديگر همين معامله كرد ، چند روز بر همين نهج مزاحمت كردى و ذوا الكفل حلم ورزيدى ، بعد از چند روز او را چندان بازداشت كه وقت نماز به تنگ درآمد ، ذو الكفل خواست كه برود دست در دامن او زد و بكشيد و روى او بخراشيد ، ذو الكفل بدانست و گفت : امروز نه روزست كه اين پير بدين وقت مىآيد مگر ابليس است مىآيد تا مرا خشم‌آلوده كند . گفت : برو اى ملعون كه تو را ياراى خشم‌آلوده ساختن من نخواهد بود كه خداوند ، تعالى ، فرموده است : تو را بر بندگان مخلص دسترس نباشد .

حكايت [ ضربت ظالمى بر حاتم اصمّ ]

- حاتم اصمّ 174 / 22 ، رحمه اللّه ، روزى با اصحاب مىرفت ، در راه ظالمى پيش آمد حاتم را گفت : « و اللّه أنت مراء » و تپانچه‌اى « 1 » به روى حاتم زد ، اصحاب برآشفتند ، حاتم ايشان را ساكن گردانيد و گفت : بگذاريد تا برود ، اصحاب گفتند : يا شيخ ما از بهر تو دلتنگ شديم تو خود را در آن حالت كه او بر تو تپانچه « 1 » زد چگونه يافتى ؟ گفت : دل
هامش
( 1 ) . طبانجه .
ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 174 | كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي / مهدى درخشان