تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
مكارم اخلاق ابراهيم بود كه هلاكت بندگان نمىخواست . پس در آخر اين قصّه ، خداوند ، تعالى ، او را وصف مىكند كه :
« إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ »
يعنى به درستى كه ابراهيم به غايت حليم است ، يعنى عجول نيست در انتقام از بدكرداران و بسيار ناله و آه‌كننده است از ترس گناه و رجوع‌كننده است به حضرت الهى از جميع مناهى و امتثال‌كننده اوامر است ، كما هى . بعضى علما در اين مقام گفته‌اند كه تقديم حلم بر ساير اخلاق حميده از آن جهت كرده‌اند كه عمدهء جميع « 1 » محامد خصال و اسوهء همه محاسن افعال ، اوست و مبناى مكارم اخلاق و اصل كلّ مرحمت و اشفاق است « 2 » و ارباب اشارت فرموده‌اند كه : كرم و حلم و شفقت و حسن اخلاق و عاطفت ابراهيم ، عليه السّلام ، سبب دعاى ملائكه گشت كه بدان دعا تا انقراض عالم و انقطاع نسل بنىآدم دولت و نبوّت از خاندان او دور نشد . و سرور انبيا و صفوهء اصفيا ، محمّد مصطفى ، عليه الصّلاة و السّلام ، كه يكى از فرزندان اوست ، بدين واسطه مأمور شد به اتّباع ملّت او و در همه فرزندان ابراهيم از مكارم اخلاقش حظّى جسيم هست امّا جامع همهء خلق كريم ، حضرت خواجه است ، عليه التّحيّة و التّسليم ، كه : « و انّك لعلى خلق عظيم » ملك قديم و پادشاه كريم در مثال اعظم و فرمان مطاع ، اعنى در فرقان عظيم و قرآن كريم بندهء مطيع و رسول مختار خويش را چنين مىفرمايد كه :
« ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ »
« 3 » يعنى [ اى ] امين درگاه و گزين بارگاه و مهين بندگان و بهين آفريدگان ، بدانچه طايفه كافران و جماعت مشركان كه راندگان حضرت و نوميدان رحمت مايند تو را به جنون نسبت مىكنند دلتنگ مباش و بدان سبب كه ما انعام مىفرماييم با تو با ايمان و نبوّت ، تو مجنون نباشى و تو را بدان سبب نزديك ما رحمت و عاطفت و ثواب زايد است نه ناقص ؛ پس بىشائبهء منّت ، شكر و سپاس كن كرم ما را كه تو را خلقى عظيم و عادتى جميل كرامت كرديم تا به كمال چنان خلق از بهتان مبهوت نمانى و بر ايذاى ايشان متأذّى نشوى ، و از ام‌ّالمؤمنين عايشه ، رضى اللّه ، پرسيدند كه : خلق سرور دو ديده آدم سيّد بشر ، صلوات اللّه عليه ، چگونه بود ؟ قالت : « كان خلقه خلق القرآن يسخط بسخطه و يرضى برضاه » گفت : خلق او خلق قرآن بود و عادت او عادت كتاب كريم . هركس را
هامش
( 1 ) . عميد . ( 2 ) . اوست . ( 3 ) . قلم ( 68 / 2 و 3 و 4 ) .