تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
نفس در جميع حركات و سكنات ، چنان كه تجّار در آخر هر سال از جهت خوف تلف مال و حرص زيادتى منال ، به حساب اشتغال نمايند ، با وجود آنكه تلف شدن مال عين سعادت عقبى است كه مال قاطع طريق و راهزن رفيق است . مثنوى :
گر برد مالت 152 / 4 عدوّ پرفنى * رهزنى را برده باشد رهزنى
و مثال اين چنان است كه مارگيرى به هزار حيله و افسون و اعمال هزار شغب و فنون مارى صيد كرده بود ، ناگاه دزدى آن مار را از او بربود و به لطائف حيل دزديدن آن غنيمت مىشناخت و مارگير در آتش حسرت مىگداخت و در طلب دزد مبالغت مىكرد و در استدعاى آن مطلوب دست دعا به حضرت مجيب الدّعوات مىبرآورد و بعد از طلب بسيار و تعب بىشمار مارگير دزد را به زخم همان مار كشته يافت و مىگفت :
در دعا مىخواستى جانم از او * كش بيابم مار بستانم از او 152 / 10 شكر حق را كان دعا مردود شد * من زيان پنداشتم آن سود شد
و اگر نيز آفتى ديگر بدان مال راه نيابد اين آفت بس كه دير نپايد . بيت :
اشدّ الهمّ عندى فى سرور * تيقّن عنه صاحبه انتقالا 152 / 13
پس عاقل چگونه محاسبه نكند نفس خود را در معامله كه به دو متعلّق است هم سعادت ابدى و هم شقاوت سرمدى و هرآينه مساهلت در اين باب از غايت غفلت و خذلان و قلّت توفيق ملك منّان خواهد بود ، پس سعى جميل مبذول دار تا هر شب نفس خود را محاسبه فرمايى و نظر كنى كه در اين روز كه موسم تجارت بود رأس المال فرائض مرتّب هست يا نى و نوافل و فضائل كه ربح است حاصل گشته است يا نى ؟ و تجسّس نماى كه ناگاه خسران كه معاصى است در سرمايه راه نيافته باشد . آنچه مذكور شد طريق محاسبهء عوام است و امّا طريق محاسبهء خواصّ آن است كه نفس را محاسبه كنى در آن معنى كه جميع قوى و حواس و اعضا و اركان و فكرت و دل و جان كه خزاين الهىاند به كدام معرفت صرف كرده است . لمؤلّفه :
بدين ديده‌ها تا چه‌ها ديده‌اى * بدين گوشها تا چه بشنيده‌اى به پاى روان تا كجا رفته‌اى * به كام و زبان تا چه‌ها گفته‌اى به دستان خود تا چه بگرفته‌اى * چه دستان كز ابليس پذرفته‌اى دلت را كه آن مظهر كبرياست * محلّ ظهور صفات خداست