چگونه دهم شرح احوال خويش * بيان چون كنم قبح افعال خويش
تو را از حساب يكى هفته بيم * مرا خجلت از كردههاى قديم
حساب خيانات هفتاد سال * چگونه دهم پيش داناى حال ؟
امام غزّالى ، رحمة اللّه عليه ، در احياء العلوم آورده است « 1 » 155 / 4 كه ، يكى از بزرگان دين و از [ خداوندان ] اهل يقين حساب ايّام عمر خويش كرد ، شست و سه سال عمر داشت ، بيست و يكهزار و پانصد روز شد ، گفت : آه اگر هر روز به غير يك گناه نكرده باشم ، به حضرت إله با بيست و يكهزار و پانصد گناه مىبايد رفت ، خاصّه روزى باشد كه هزار گناه كرده باشم ، نعرهاى زد و از خوف قالب خالى كرد . قطعه :
اى دريغا كزين منوّر جاى * سوى تيره مغاك بايد شد « 2 »
155 / 9 پاك ناكرده تن ز چرك گناه * سوى يزدان پاك بايد شد
با چنين طبع همچو آتش و آب * باد پيموده خاك بايد شد
پس چون عمر گذشتنى است و ملك عالم گذاشتنى ، عاقل آن است 155 / 12 كه حساب فردا امروز كرده باشد و جوانى پيش از پيرى و تندرستى پيش از بيمارى و فراغت پيش از شغل و زندگانى پيش از مرگ غنيمت داند ، چنان كه شيخ سعدى ، عليه الرّحمة ، مىفرمايد :
جوانا ره طاعت امروز گير * كه فردا جوانى نيايد ز پير 155 / 15
فراغ دلت هست و نيروى تن * چو ميدان فراخ است گويى بزن
منه دل بر اين سالخورده مكان * كه گنبد نپايد بر او گردكان
چو دِى رفت و فردا نيايد به دست * حساب از همين يك نفس كن كه هست
اللّهمّ تمّم كتابنا و يسّر حسابنا .
هامش
( 1 ) . ر . ك : حواشى .
( 2 ) . ر . ك : حواشى .