تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
سهل بن عبد اللّه 140 / 1 مىگويد : تقوى در امر الهى تسويف است و تقوى در مناهى ترك فكرت در آن و اقامت بر آن ، و تقوى در آداب ، مكارم اخلاق . « 1 » واسطى 140 / 3 مىفرمايد : تقوى چهار است . عامّه را تقوى از شرك است و خاصّه را از معاصى و تقواى اوليا توسّل است به افعال و تقواى انبيا « منه اليه به له » يعنى آنكه ابتداى خود از او شناسد و رجوع خود به سوى او داند و وجود و بقاى خود با او بيند و اعادت « 1 » او را كند . از حضرت رسالت 140 / 7 چنين منقول است كه روزى فرمود : من آيتى مىدانم كه اگر همهء خلايق بدان عمل كنند ايشان را در نيل سعادت دارين كافى و به مصادفت قرب حضرت احديّت وافى باشد . گفتند : يا رسول اللّه آن آيت كدام است ؟ اين آيت برخواند كه :
« وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ »
« 2 » يعنى هركه تقوى ورزد و پرهيزگارى پيشه كند ، حق ، تعالى ، او را از جمع مضايق ، مخرجى روزى گرداند و از هر ابتلايى نجاتى كرامت فرمايد و در هر جراحتى و در هر امانتى اعانتى مبذول دارد و رزق او را از جايى كه هيچ گمان نداشته باشد فرا رساند .

حكايت - بشر « 3 » حافى 140 / 14

را ، رحمه اللّه ، خواهرى بود كه بشر را مراعات كردى و هر روز از بهاى ريسمانى كه رشتى فطور او آوردى ، يك روز آن ضعيفه به نزديك امام احمد حنبل آمد و گفت : اى امام مسلمانان ما شب بر بام سراى خود به رشتن ريسمان مشغول مىباشيم كه طاهريان از سراى خليفه با مشعلها مىگذرند و روشنايى مشعلهاى ايشان بر بام ما مىافتد ، ريسمانى كه در آن روشنايى رشته باشيم حلال باشد يا نى ؟ امام پرسيد كه اى سرپوشيده تو چه كسى ؟ گفت : من خواهر بشر حافىام ، امام بگريست و گفت : همه را روا باشد و ليكن تو را روا نباشد . آن روز خواهر بشر حافى وظيفهء معهود پيش برادر خود نبرد ، ديگر روز نزديك بشر درآمد زنى را ديد كه زاويه بشر پاك مىكرد . خواهر گفت : اى برادر اين زن كيست ؟ گفت : تو چون در لقمه‌اى پرهيز و تقوى نگاه داشتى ملك ، تعالى ، دنيا را بدين صورت كه مىبينى به خدمت من فرستاده و فطور دوشينهء من رسانيد . موعظه :
و لست ارى السّعادة جمع مال * و لكنّ التّقىّ هو السّعيد
هامش
( 1 ) . عادت او را كنند . ( 2 ) . طلاق ( 65 / 2 و 3 ) . ( 3 ) . نسخه : بشير ر . ك : حواشى .