پست گردانم . پس گويد : كجايند متّقيان كه ايشان را نه خوف باشد و نه حزن . « 1 » 139 / 1
روزى در حضرت خواجه عليه السّلام [ اين ] آيت خواندند كه :
« هُوَ أَهْلُ التَّقْوى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ »
گفت : خداوند ، تعالى ، مىفرمايد كه : من سزاوار و شايستهام كه بندهء من از من ترسد و ديگرى [ را ] در ترسيدن با من شريك نسازد و من سزاوارم كه هركه تقوى ورزد [ و ] شرك نيارد بر او مغفرت كنم و رحمت نمايم .
ديگر حضرت خواجه مىفرمايد : « من سرّه ان يمدّ اللّه فى عمره و يوسّع فى رزقه فليتّق اللّه » يعنى هركه شاد شود بدين كه حق تعالى عمر او را دراز سازد و رزق او را فراخ گرداند ، تقوى را شعار خود سازد .
ابن عمر 139 / 9 ، رضى اللّه عنهما ، روايت مىكند كه رسول ، عليه السّلام ، روزى در ميان اصحاب برخاست و گفت : بهترين آدميان كدام است ؟ بعضى گفتند : آن كس كه اهل ثروت باشد و از نفس و مال خود عطا دهد ، رسول ، عليه السّلام ، گفت : زهى خوش مردى كه اين كس است ، ولى بهترين مردمان آن مؤمن متّقى است كه از آن اندك كه دارد عطا دهد .
و حضرت امير المؤمنين على ، كرّم اللّه وجهه ، مىفرمايد : كه مهتران آدميان در دنيا اسخيايند و بهترين آدميان در آخرت اتقيا . « 2 » 139 / 15
ابو محمد جريرى « 3 » 139 / 16 مىگويد هركه در ميان خود و حضرت عزّت به احكام تقوى و مراقبت اشتغال ننمايد ، او را وصول به سر حدّ كشف و مشاهدت [ ممكن ] نباشد و بعضى از محقّقان گويند : تقوى بر سه نوع است : تقواى لسان و تقواى اركان و تقواى جنان .
تقواى لسان « 4 » . اختيار ذكر پروردگار است بر مدحت اغيار ، و تقواى اركان « 5 » اختيار طاعت ذو الجلال است بر خدمت هرچه در صدد زوال و معرض انتقال است ، و تقواى جنان اختيار محبّت بارى است بر مودّت آنكه احكام حدوث و زوال بر او جارى است .
داود طائى 139 / 22 مىفرمايد : هر كه را عنايت بىغايت حضرت الهى از ذلّ معاصى بيرون آرد و به عزّ تقوى رساند آن بنده را بىمال غنى سازد و بىعشيره « 6 » عزيز گرداند و بىهيچ انيسى او را راحت انس بخشد .
هامش
( 1 ) . ر . ك : حواشى .
( 2 ) . ر . ك : حواشى .
( 3 ) . نسخه : حريرى ر . ك : حواشى فهرست اعلام .
( 4 ) . نسخه : اركان .
( 5 ) . نسخه : لسان .
( 6 ) . عسره .