تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
خداى را كه سلطان روشن راى مملكت‌آراى ما كه يادگار شاه ملك عدالت و ماه شبستان جلالت [ است ] از راستى و نصفت و انصاف و معدلت كه ملوك و سلاطين را زيباتر حليتى و نيكوتر رتبتى و شريف‌تر وسيلتى به مغفرت و رضوان و عظيم‌تر ذريعتى به عواطف يزدان است نصيبى در غايت كمال نصاب و حظّى كامل چون دانش اولو الالباب دارد و من بنده كه دعاگوى اين خاندان سعادت آشيانم ، خاتمت اين باب را به شعرى كردم مردّف به رديف عدل در مدح ذات عدل‌گستر او ، و شعر اين است : لبعض العارفين : 136 / 6
اى شاد از وجود شريف تو جان عدل * آباد از مساعى فضلت جهان عدل سلطان عهد [ و ] سرور آفاق ، اى كه هست * ذات شريف تو شرف خاندان عدل شد همچو آفتاب ز فضل حق آشكار * بر جان خرده‌دان تو سرِّ نهان عدل نوشين روان تخت عدالت تويى كه هست * از تيغ آبدار تو نوشين ، روان عدل خون بسته همچو لاله [ زِباسَت ] « 1 » درون ظلم * پرخنده چون شكوفه ز خُلقت دهان عدل تا هست دور ماه نشد كوكبى پديد * چون آفتاب راى تو از آسمان عدل بىمُهر و بىنشان تو اى قوّت ظفر * در هيچ مملكت ندهد كس نشان عدل تا عالَم است از سر آفاق كم مباد * فرّ جلالت اى شه كشورستان عدل
هامش
( 1 ) . نسخه : زبانت تصحيح قياسى .
ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 136 | كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي / مهدى درخشان