صعبكارى و چه دشوار حالى خواهد بود ، همچنين هر چند رعيّت بيشتر ، از عهده بيرون آمدن صعبتر ، از اينجا قياس كن [ حال كسى ] كه عالمى زير فرمان او باشد و جهانى در حيّز اطاعت [ دارد ] « 1 » در رعايت جانب رعايا و جواب از وقت ملاقات خالق برايا ، چه دشوار خواهد بود و گويا حضرت سليمان ، عليه السّلام ، را از جهت مشاهده كمال صعوبت مملكتدارى و شفقت و مرحمت بر ديگران ، دامن جان گرفت و اين بارى كه خواهد برداشت بر ديگرى روا نداشت كه گفت :
« رَبِّ
هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي »
« 2 » همچنانكه ارباب ذوق سليم را لفظ « لا ينبغى لاحد » منبّى « 3 » از اين معنى است ،
[ ميان او و رعيّت ]
لا جرم چون پادشاه داد پادشاهى خاصّ دهد بايد كه در حالت دوم كه ميان او و رعيّت است تشمّر از ساق جدّ 122 / 9 واجب داند و همگى همّت كيميا خاصيّت بر آن مصروف دارد تا به اقامت اين سه صفت كه در مقابل است اجتناب تواند نمود و چنين شناسد كه اينجا عدل ، انصاف گستردن است و جور ناكردن و سويت ميان رعايا نگاه داشتن تا قوى بر ضعيف ستم نكند و محتشم بر درويش بار ننهد و احسان ، آثار كرم و مروّت خويش بر رعايا رسانيدن و خواصّ را به فضل خاصّ اختصاص ارزانى داشتن .
« وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى »
حقگزارى عموم رعاياست ، چه رعيّت پادشاه را به منزلت قرابتاند ، بلكه به جاى اهل و عيالاند . وصيّت خواجه ، عليه الصّلاة و السّلام ، در آخر حيات و حالت ممات اين بود كه :
« الصّلاة و ما ملكت ايمانكم » فرمود كه نماز بهپاى داريد و زيردستان را نكو داريد ، لا جرم هر انعام و احسان و انصاف و معدلت كه از پادشاه به ظهور آيد ، صلهء رحم سلطنت است ، بلكه اوتاد دوام مملكت كه : « العدل و الملك توأمان » يعنى معدلتگسترى و مملكتپرورى دو برادر همزادهاند ، يكى را بىديگرى نتوان يافت . شعر :
از عدل پادشاه چه چيز است خوبتر * كز عدل مىشود متمشّى على الدّوام
هم شكر را طراوت و هم شرك را زوال * هم خلق را فراغت و هم ملك را نظام
اما فحشاء و منكر و بغى پادشاه با رعيّت آن است كه در ميان ايشان به فسق و فجور و فساد زندگانى كند و ايشان را به فساد دارد و عياذا باللّه ، به فرزندان رعيّت خويش طمع فساد كند و خاندانها را بدنامى دهد و در عهد او اهل فساد قوّت گيرند و كار امر معروف
هامش
( 1 ) . نسخه سياه شده ، تصحيح قياسى .
( 2 ) . ص ( 38 / 35 ) .
( 3 ) . نسخه مبنى .