تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
تربيت دهد و علما را موقّر دارد تا رغبت ايشان بر تعلّم علم شريعت موفّر گردد و به صلحا تبرّك و تيمّن جويد تا در صلاح و طاعت راغب‌تر شوند و اقامت امر معروف و نهى منكر فرمايد ، تا در كلّ ممالك 120 / 3 [ رعايا ] « 1 » به شرع‌ورزى و دين‌پرورى و رعايت حدود و حقوق شريعت مشغول باشند و در ترغيب و ترحيب اهل صلاح و تأديب و ترهيب ارباب فساد ، مبالغت نمايد ، چنان كه هم مصلحان در جوار خصب و راحت در كنف عدل و رحمت آرميده باشند و هم مفسدان در عرصهء مخافت از لگدكوب آفت ماليده ، هرآينه اين چنين پادشاه در آيينهء اعمال جز چهرهء آمال نبيند « 2 » و از شجره امانى جز ثمرهء شادمانى نچيند .
« وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ »
« 3 » و هر طاعت و عبادت و تعلّم كه اهل مملكت او كنند و هر آسايش و رفاهيّت كه يابند ، حق ، تعالى ، جمله در ديوان معاملهء صلاح او نويسد « 4 » و از هر فسق و فجور و مناهى و ظلم و تعدّى كه منع فرمايد و به سياست او منزجر شوند ، وسايل تقرّب او شود به حضرت الهى ، بلكه هر يك ، قدمى گردد او را تا آنكه ديگرى به يك قدم خويش به حضرت عزّت سالك باشد ،

[ سه حالت پادشاه براى سلوك ]

سلوك پادشاه به چندين هزار قدم بود و اين سعادت به هر كس ندهند .
« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ »
« 5 » پوشيدن لباس صافى اين مرتبت و نوشيدن شراب صافى « 6 » اين منقبت ، پادشاهى را دست دهد كه درج منشور الهى را كه درج لئالى اسرار نامتناهى است ، نصب عين خود سازد و هميشه به احكام جوامع احكام كه عروهء وثقاى اسلام است پردازد و عمل به موجب :
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى »
« 7 » واجب داند و انتها از نهى
« وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ »
بر ذمّهء اطاعت لازم شمارد و داد

[ با نفس خود ]

اين صفت مأموره و سه خصلت ديگر منهيّه را در هر سه حالت كه او راست ، يكى با نفس خود و دوم با رعاياى خويش و سيوم با حضرت خداوند تعالى ، به واجبى بدهد و در هر حالتى كه او را با نفس خويش است داند كه عدل حاصل كردن توحيد است و احسان از عهدهء فرائض بيرون آمدن و ايتاء ذى القربى يعنى پيوند خويشاوندان و رعايت حقوق جوارح و اعضا و معاندهء نفس و مراقبهء دل و حفظ حواسّ ظاهر و حواسّ باطن ، تا
هامش
( 1 ) . مرصاد ص 218 ر . ك : حواشى . ( 2 ) . نه بينند . ( 3 ) . طلاق ( 65 / 2 ) . ( 4 ) . نويسند . ( 5 ) . حديد ( 57 / 21 ) . ( 6 ) . كذا در نسخه هر دو صافى است - لباس صافى شراب صافى ر . ك : 47 و 61 و 307 ، عبارتى نظير آن . ( 7 ) . نحل ( 16 / 90 ) .