خاتمة الباب در تعليم حقّ صحبت و بيان آداب .
بدان كه چون با كسى صحبت افتاد بدان سبب حقوق واجب شود . حضرت رسول ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، مىگويد : مثل دو دوست 116 / 3 چون مثل دو دست است كه يكديگر را مىشويند « 1 » و رسول ، صلى اللّه عليه و سلّم ، در بيشه شد و دو مسواك بگرفت ، يكى راست و يكى كج و يكى از صحابه با وى بود ، راست به وى داد و كژ خود برگرفت ، آن يار گفت : يا رسول اللّه ، راست به شما اولى باشد ، رسول ، عليه السّلام ، گفت : هيچ كس يك ساعت با كسى صحبت ندارد كه نه وى را سؤال كنند كه حقّ آن صحبت به جاى آورد يا ضايع گذاشت و نيز خواجه ، عليه السّلام ، فرمود : كه هيچ دو تن با يكديگر صحبت ندارند كه نه دوستترين ايشان نزد خداى ، تعالى ، رفيقترين ايشان بود بر يار خود ، پس ادب صحبت ببايد آموخت . اوّل ادب آن است كه مال خود از دوست خود و برادر دريغ ندارد و چون دوست را به معاونت و مددى حاجت افتد مدد و اعانت به جاى آورد بىآنكه به سؤال احتياج افتد و بايد كه راز وى نگاه دارد و با هيچ كس نگويد و عيب وى بپوشاند و چون سخن گويد به همهء دل بشنود و گوش به وى دارد و وى را چون بخواند به نام نيكوترين خواند و بدان خطاب كند كه وى دوست دارد و آنچه از خصال نيكوى وى داند ثنا گويد و چون از وى نيكويى بيند شكر به جاى آرد و در غيبت وى چون كسى سخن گويد مجازات به نوعى كند كه گويا از او مىگويد و چون به نصيحت احتياج [ افتد ] به لطف گويد و به تعريض نگويد و اگر از وى خطايى و تقصيرى باشد ، ناديده و ناشنيده كند و بدان عتاب نكند ، ليكن عفو كند و در نماز وى را به دعا ياد آرد در حيات و ممات و چون درگذرد اهل و فرزندان وى را نيكو دارد و تا تواند بار خود بر وى ننهد و همه بار وى بكشد و به شادى وى شاد باشد و به اندوه وى اندوهگين گردد و چون فراوى رسد به سلام ابتدا كند و وى را تقديم كند و جاى نيكوتر تسليم نمايد و چون برخيزد با وى قيام نمايد و از پس وى برود و خود در ميان حديث وى نيفكند ، فىالجمله زندگانى با وى چنان كند كه خواهد كه ديگران با وى كنند و هر كه برادر و دوست خود را [ آن ]
هامش
( 1 ) . ر . ك : حواشى .