هر كه يك ساعت صحبت اين طايفه دريابد ، به ذروهء سعادت مرتقى شود و از حضيض شقاوت خلاص گردد ، چنان كه در حديث صحيح آمده است 107 / 2 كه خداوند ، تعالى ، را طايفهاى از ملائكه هست كه ايشان طواف اطراف دنيا مىكنند و در طرايق خلايق التماس اهل ذكر و طلب مجالس خير به تقديم مىرسانند و چون بعضى از ايشان شرف چنين مجلسى دريابند . باقى اصحاب خود را ندا كنند كه بشتابيد تا ظفر بر مرام خود دريابيد ، بيايند و در حوالى اهل مجلس صفها بيارايند و جناح در جناح بدوزند تا آسمان و بعضى بر بالاى بعضى بايستند ، چون اهل آن مجلس متفرّق شوند ، ملايكه عروج كنند ، پس حضرت بارى ، عمّ علمه ، با وجود آنكه بر حال بندگان خود از ملايكه عالمتر است ، گويد : اى فرشتگان از كجا آمديد ؟ گويند از پيش بندگان تو كه بر روى زميناند ، حق ، سبحانه و تعالى ، سؤال كند كه بندگان من چه مىگويند ؟ جواب دهند كه به تسبيح و تكبير و تحميد و تهليل تو اشتغال مىنمايند ، گويد : ايشان مرا ديدهاند ؟ گويند : لا و اللّه تو را نديدهاند ، حق ، سبحانه و تعالى ، گويد : اگر مرا ببينند ، حال ايشان چگونه باشد ؟
گويند هرآينه در عبادت و تحميد و تسبيح تو بيفزايند ، حضرت الهى جلّت الطّاعة گويد :
بندگان من از من چه مىطلبند ؟ گويند : جنّت مىطلبند . سؤال كند كه ايشان جنّت را ديدهاند ؟ گويند : نى اى پروردگار ما ، گويد : اگر ببينند چگونه باشند ؟ جواب دهند كه : هرآينه حرص ايشان زيادت شود و طلب ايشان زيادت گردد و رغبت ايشان عظيمتر شود .
باز حضرت عزّت ، عظمت قدرته ، سؤال كند كه بندگان من از چه به من پناه مىگيرند ؟
گويند : از آتش دوزخ ، گويد : ايشان دوزخ را مشاهده كردهاند ؟ گويند : نى اى خداوند ما ، نديدهاند ، گويد : اگر مشاهده كنند چگونه باشد ؟ جواب [ دهند ] : « 1 » كه هرآينه فرار و مخافت ايشان از دوزخ زياده شود ؛ ديگر ملايكه گويند : بار خدايا اين بندگان از تو مغفرت مىطلبند ، حق ، سبحانه و تعالى ، گويد : اى فرشتگان من ، شما را گواه ساختم كه من بر اين بندگان خود مغفرت ارزانى داشتم . فرشتهاى از اين فرشتگان گويد : فلان كس از ايشان نيست ساعتى از براى حاجتى پيش ايشان نشسته بود ، خداوند ، تعالى ، گويد : او را نيز بخشيدم . « هم القوم لا يشقى جليسهم » يعنى اين قوم چنان قوماند كه هر كه با ايشان يك ساعت مصاحبت كند هرگز شقاوت به ساحت او راه نيابد . مثنوى :
هامش
( 1 ) . نسخه : دارند . ر . ك : حواشى .