« التّجارب لقاح العقول » و اين را عقل معاش و عقل مكتسب گويند و رهنمون باشد بر اسباب معاش و معاملات و تجارت و حرف و صناعات و امور دنياوى : چون با يكديگر زندگانى كردن و از تنعّم دنيا بر قدر خود برخوردارى گرفتن و مشكلات علوم عقليّه و اشكالات اشكال هندسيّه حلّ كردن . پس در مملكت وجود هر كه ، اين دو عقل كارفرمايى كند و در سلوك راه عبوديّت و معيشتش پيشوايى نمايد ، دنيا و آخرتش معمور شود ، بلكه مشارق و مغارب آفاق از بركت او پرنور گردد ، و به فوات عقل نخستين و العياذ باللّه ، ايمان فوت شود و به نقصان دوم جوهر گرانمايه جان تلف گردد و در بيان بعضى فوائد آن دو عقل ، مولانا جلال الدّين رومى ، رحمه اللّه ، [ مىفرمايد ] :
مثنوى .
عقل ، دو عقل است اوّل مكسبى * كه در آموزى چو در مكتب صبى 91 / 10
از كتاب و اوستاد و ذكر و فكر * از معانى وز علوم خوب و بكر
عقل تو افزون شود بر ديگران * ليك باشى تو ز حفظ آن گران
لوح حافظ باشى اندر دور و گشت * لوح محفوظ است كاو زين درگذشت
عقل ديگر بخشش يزدان بود * چشمهء آن در ميان جان بود
چون ز سينه آب و آتش جوش كرد * نه شود گنده نه ديرينه نه زرد
ور ره طبعش بود بسته چه غم * كو همىجوشد ز خانه دمبهدم
عقل تحصيلى مثال جويها * كو رود در خانهاى از كويها
راه آبش بسته شد ، شد بينوا * تشنه ماند و زار و با صد ابتلا
ببايد دانست كه كمال عقل انبيا راست و اوليا را كه سينهء صافى ايشان منبع زلال ايمان و باطن نورانى ايشان مظهر انوار عرفان است ، لا جرم ديگران را كه مرتقى بدان درجات و [ معتلى ] « 1 » به ذروهء نجات نيستند ، اتّباع [ از آن ] واجب است . نظم :
چون نبى نيستى ، ز امّت باش * پيرو مقتداى ملّت باش 91 / 22
تا به اتّباع حبيب اللّه به مرتبهء محبوبيّت إله برسى كه :
« قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ . »
« 2 » لمؤلّفه :
تو پيرو شو و رحمت شاه بين * به جان سرّ يحببكم اللّه بين
هامش
( 1 ) . نسخه : مقبلى . تصحيح قياسى .
( 2 ) . آل عمران ( 3 / 31 ) .