بامنفعتتر از درخت علم نرسته است .
الحكمة - حكيمى گفت هر كه نجات از فتنههاى دنيا و عذاب عقبى خواهد
، بايد كه چون بامداد كند صحبت عالمى طلب كند كه عامل باشد ، اگر يابد غنيمت شمارد و چنان پندارد كه پيغامبرى از پيغامبران را دريافته است امّا اين قدر هست كه وحى به دو فرونمىآيد و اگر عالمى عامل نيابد ، عالمى جويد و چون يابد چنان تصوّر كند بدلى از ابدال خداى و قطبى از اقطاب وقت را دريافته است و در تعظيم و اكرام و تبجيل و احترام او دقيقهاى فرونگذارد و اگر نيابد مصاحب عالمى شود ، اگرچه عمل نداشته باشد و چون دريابد محقّق داند كه چراغى يافت كه به روشنايى آن سلوك طريق آخرت تواند كرد ، از آنكه چنين عالم ، راست ، به شمعى مىماند كه خود مىسوزد و مجلس جمعى بر مىافروزد . لا جرم بر شهريار جوانبخت كه زيور تاج و آرايش تخت است ، واجب است 86 / 10 كه « 1 » ائمّه و علما را كه ورثهء انبيا و حفظهء بيضهء دين خدايند و رطب جنىّ ايمان بىرتب سنىّ ايشان هنىء نگردد به چشم اعزاز و احترام ملحوظ و در حوادث دينى و واقعات شرعى از مقتضاى قول و حكم فتواى ايشان تجاوز جائز نشمرد و در معظمات مهمّات دولت به جهت استحضار همّت و تأليف دل و تطييب بال به حكم :
« وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ »
« 2 » با ايشان مشورت كند و به گفت و اشارت ايشان تبرّك و تيمّن جويد و طلبه علم را موقّر دارد و مكفى المئونه گرداند و در تحصيل ، تحريض كند و در كفايت احتياج ضرورى ايشان اعانت دريغ ندارد تا به اعادت 86 / 17 دوارس « 3 » دانش و ابداى رونق آن و اشادت معالم هنر و احياى رمق آن نيكنامى و سعادت دنيا و آخرت حاصل كند ، خاصّه دربارهء فقرا و غربا از اهل علم و زهد و ورع نظر عنايت و حسن رعايت دريغ ندارد و به خصوص صدقات كه به صدق نيّت و خلوص طويّت دهد ايشان را مخصوص گرداند ، چنان كه ايشان به عواطف و عوارف او مشمول باشند و به دل فارغ به دعاى دولت قاهره ، ثبّتها اللّه ، مشغول و از دعاى ايشان ذخيرهء « يوم التّناد » و وسيلهء رحمت ربّ العباد سازد چه دعوت غربا مقرون به اجابت است ، لا جرم اميد مىداريم كه به همّت كيميا خاصيّت آن حضرت ، لا زالت عالية و على كافّة الأنام والية ، دين حق موقّر و حرمت شرع موفّر و اعلام اسلام مرتفع و امداد جهالت مندفع و آثار كفر منطمس و عالم
هامش
( 1 ) . ر . ك : حواشى .
( 2 ) . آل عمران ( 3 / 159 ) .
( 3 ) . نسخه : دواس . ر . ك : حواشى .