روميان آن صوفياناند اى پسر * نى ز تكرار و كتاب و نى هنر
ليك صيقل كردهاند آن سينهها * پاك از آز و بخل و حرص و كينهها
آن صفاى آينه وصف دل است * صورت بىمنتها را قابل است
صورت بىصورت بىحدّ غيب * آينه دل راست بىمضمون و ريب
گرچه آن صورت نگنجد در فلك * نى به عرش و فرش و دريا و سمك
ز آنكه محدود است و معذور است آن * آينهء دل را نباشد حد ، بدان
عقل اينجا ساكت آمد يا مُضِل * ز آنكه دل با اوست يا خود اوست دل
اهل صيقل رستهاند از بوى و رنگ * هر دمى بينند خوبى بىدرنگ
نقش و قشر علم را بگذاشتند * رايت عين اليقين افراشتند
تا نقوش هشت جنّت تافته است * لوح دلشان را پذيرا يافته است
گرچه نحو و فقه را بگذاشتند * ليك محو و فقر را برداشتند
برترند از عرش و كرسىّ و خلا * ساكنان مقعد صدق خدا
در حقيقت اينچنين عالماناند كه نظر در وجه ايشان عبادت است .
حكايت [ النّظر الى وجه العالم عبادة ]
- آوردهاند كه ابراهيم بن يوسف 84 / 14 از مجلس برخاست و خواست كه در خلوتخانهء خويش رود ، ضعيفهاى بيامد و پيش او باستاد ، ابراهيم گفت : اى همشيره وقت مكالمات نيست كه از كثرت مجالست و مقالت مردم سآمت و ملالت پيدا شده است .
آن ضعيفه گفت : مرا هيچ حاجتى و مسألهاى نيست و هيچ واقعه نيست كه به عرض آن تصديع دهم و ابرام نمايم . گفت : پس چرا آمده و سر راه من گرفتهاى ؟ زن گفت : از شما شنيدهام كه روايت كرديد كه :
« النّظر الى وجه العالم عبادة » آمدهام تا خود را عبادتى حاصل كنم ، ابراهيم ، رحمة اللّه عليه ، بگريست و گفت : راست گفتى اى پرستار خداى ، عزّ و جلّ ، آن عالمان كه در روى مبارك ايشان نظر كردن عبادت بود مالك دينار 84 / 22 بودند و سفيان ثورى و خلف بن ايوب 84 / 23 و ما را امروز اسم عالم هست امّا معنى با ايشان بود .
اين خود هست و ليكن چون به تمنّا ، ديدار گذشتگان نمىتوان ديد و به شرف صحبت ايشان نمىتوان رسيد ، بايد كه از فوائد انفاس نفيس علماى ايّام و از بركات همّت و صحبت صلحاى انام بىبهره نمانى و خود را از سعادت دو جهانى محروم نگردانى .