مىدارد كه :
« قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ »
« 1 » و اين چنين مشرب صافى را علماى ظاهر و فقهاى رسمى منكرند و با وجود آنكه ايتاء علم لدنّى از حضرت احديّت « 2 » به نسبت با خضر ، عليه السّلام ، در كلام ملك علّام مصرّح و مشرّح است ، نفى مىكنند و خود را ادراج در زمرهء طايفهاى مىسازند كه حضرت الهى در حقّ ايشان مىفرمايد :
« بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ »
« 3 » و قال ايضا .
« وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ »
« 4 » « و هذا ليس اوّل قارورة كسرت فى الإسلام » بلكه در عهد امام ائمّهء انام ، ابو المحامد حجّة الاسلام ، امام محمّد غزّالى ، قدّس الله روحه العزيز ، نفى علم يقينى لدنّى و ردّ اسرار متصوّفه كردهاند و حضرت امام از براى اثبات اين مطلب رسالهء لدنيّه نوشتهاند و بعد از اثبات وجود اين علم ، اشارت بر طريق اكتساب آن كرده گفتهاند : بدان كه علم لدنّى سريان نور الهام است و الهام بعد از تسويت نفس دست دهد ، كما قال اللّه تعالى :
« وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها »
« 5 » و تسويه تنقيح نفس است و رجوع او به فطرت اصليّه و اين رجوع به سه وجه تواند بود : يكى . تحصيل جميع علوم و برداشتن حظّى اوفر از اكبر آن ، يعنى : بهره يافتن [ از ] سرّى مكتوم كه در تحت هر يكى از اين علوم مدرج است .
دوم رياضت صادقه و مراقبت صحيحه ، چنان كه حضرت خواجه بر حقيقت اين اشارت كرد كه : « من عمل بما علم اورثه اللّه علم ما لم يعلم » هر كه را دست همّت دامن جان گيرد و بر موجب علم خود عمل نمايد و دانسته و شناختهء خود را كار فرمايد ، خداوند ، تعالى ، او را ارزانى دارد نعمت علمى كه پيش از اين نداشته باشد . و قال عليه السّلام : « من اخلص للّه تعالى اربعين صباحا ، اظهره اللّه ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه » يعنى چون بندگى كند ، ايزد ، عمّ احسانه ، چشمههاى حكمت از دل او به زبانش جارى گرداند .
وجه سيم ، تفكّر است ، چه نفس وقتى كه تعلّم كند و رياضت كشد به علم و عمل ، بعد از آن در معلوماتش تفكّر [ كند ] به شرائط صحّت فكر ، ابواب غيب بر وى گشاده گردد ، چنان كه اگر تاجرى تصرّف كند در مال خود به شرطى « 6 » تجارت ، ابواب ربح بر وى گشاده گردد و اگر در سلوك طريق خطا كند ، در مهالك خسران واقع شود ، همچنين متفكّر نيز
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 / 60 ) .
( 2 ) . نسخه : عبديت .
( 3 ) . يونس ( 10 / 39 ) .
( 4 ) . احقاف ( 46 / 11 ) .
( 5 ) . شمس ( 91 / 7 ) .
( 6 ) . ياء به جاى كسره .