در روايت آمده است 78 / 1 كه حق ، سبحانه و تعالى ، وحى فرستاد بسوى داود ، عليه الصّلاة و السّلام ، كه سؤال مكن از عالمى كه از شراب دوستى دنيا مست گشته باشد ، پس ايشان راهزنان بندگان مناند و علم و هنر سلاح ايشان است . مثنوى :
بد گهر را علم و فنّ آموختن * دادن تيغ است دست راهزن 78 / 4
لمؤلّفه :
گوهر علم چو در دست كريمى آيد * خاك پاى فقرا بر سر خود تاج كند
مرهم سينهء هر خسته مجروح شود * رحم بر حالت هر بىكس محتاج كند
ور لئيمى شود آراسته با حليهء فضل * زيور خويشتن از اطلس و ديباج كند
پاى بر پايه عالى نهد و بىسببى * خويشتن بركشد و دعوى معراج كند
از تو گر كسب كند پيشه تيراندازى * اوّل از سينهء مجروح تو آماج كند
علم تيغ است منه در كف هر رهزن دون * بكَشد تيغ و كُشد مردم و تاراج كند
طايفه دوم : « 1 » 78 / 11
ائمّهء صالحاند
كه سخن از بهر خداى ، تعالى ، و ثواب آخرت گويند و از بدعت و ضلالت دور باشند و از تفسير و اخبار و آثار و سير صلحا گويند و بر جادهء سنّت و سيرت سلف صالح ثابت قدم باشند و خلق را به وعظ و نصيحت و حكمت با خداى و جادّهء شريعت و توبت و زهد و ورع و تقوى خوانند ، چنان كه حق ، تعالى ، مىفرمايد :
« ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ »
« 2 » و مقصود ايشان رضاى مولى باشد نه طلب دنيا ، و در روايت مىآيد از ابن عبّاس ، رضى اللّه عنه ، كه علما را بر ساير مؤمنان ، فضيلت است به هفتصد درجه ، ميان هر درجه ، پانصدساله راه ، هر نصيحت و وعظ كه چنين عالم فرمايد ، به هر حرفى او را قربتى و درجتى حاصل مىشود و هر كسى كه به واسطهء وعظ او توبه كند و به طاعت اشتغال نمايد و روى به حقّ آرد ، در روز قيامت جمله در كفّهء حسنات او باشد .
طايفهء سيم : مشايخاند
[ كه به علم ظاهر و باطن آراستهاند ] « 3 » و به جذبات عنايت حق سلوك راه دين و سير به عالم يقين حاصل كرده و از مكاشفات الطاف خداوند [ ى ] ، علوم لدنّى يافتهاند و ايشان خضر صفاتىاند مشرّف به تشريف .
« وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً »
« 4 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : حواشى .
( 2 ) . نحل ( 16 / 125 ) .
( 3 ) . مرصاد ص 495 .
( 4 ) . كهف ( 18 / 65 ) .