قياس كردند كه جملهء علما و مشايخ بر همين سيرتاند و خصال مذموم دارند تا به چشم حقارت به خواصّ حق و اولياى حضرت عزّت نظر كردند و بكلّى از ايشان روى گردانيدند و از فوائد خدمت و صحبت ايشان محروم ماندند و از نور علم و پرتو ولايت بىنصيب شدند . در حديث مىآيد كه چنين عالمى كه غرض او از علم دنيا باشد ، او را از ثواب نصيبهاى بيش از آن نيست كه در دنيا از جاه و مال بيابد و در آخرت اوّل آتشافروز دوزخ ، او بود . بيت :
آلوده شد به حرص و طمع جان عالمان * وين خوارى از گزاف بديشان نمىرسد
دردا و حسرتا كه به پايان رسيد عمر * وين حرص از گزاف « 1 » به پايان نمىرسد
[ قضات ]
امّا قضات سه طايفهاند : 76 / 9 چنان كه خواجه ، عليه الصّلاة و السّلام ، مىفرمايد : « 2 » « القضاة ثلاثة : قاضيان فى النّار و قاض فى الجنّة » فرمود : قاضيان سهاند . دو در دوزخاند ، يكى در بهشت . آنها كه در دوزخاند يكى آن است كه به علم قضا جاهل باشد و از سر جهل و هوا و ميل نفس ، قضا كند ، او در دوزخ است .
يكى آنكه به علم قضا عالم بود امّا به علم كار نكند و جانب [ خلق ] « 3 » بر جانب خداى ترجيح نهد و رشوت ستاند و خدمتكاران را مستولى كند تا رشوتها ستانند و در ابطال [ حقها كوشند و در ] « 4 » مواريث و مال ايتام تصرّف فاسد كنند و تزويرات بردارند و باطل را به حق فرا نمايند و ساير اوصاف ذميمه كه [ از ] سير ايشان مشاهده مىافتد و اين جمله از آن قبيل است كه بدان مستوجب دوزخ گردند .
امّا آن قاضى كه در بهشت است ، شيخ نجم الدّين رازى 76 / 18 ، رضى اللّه عنه ، مىگويد :
« قاض فى الجنّة » مگر اشارت بدان است كه خود در بهشت قاضى است و الّا آنكه در دنيا قاضى باشد كه رعايت اين حقوق بر وجه خويش تواند كردن نيست ، و خواجه ، عليه السّلام ، از اينجا فرمود : « من جعل قاضيا فقد ذبح به غير سكّين » تا اين ضعيف « 5 » 76 / 21 در بلاد اسلام ، در شرق و غرب ، قريب سى سال است مىگردد ، هيچ قاضى نيافت كه از اين آفت مبرا و مصون بود ، الى ما شاء اللّه ، مع هذا ، اگر از اين خصال ناپسند پاك و مبرّا بود و به ضدّ اين ، به خصال حميده موصوف بود و در ميان مسلمانان حكومت بر سنّت سلف
هامش
( 1 ) . گذاف ، همه جا در متن نسخه با ذال آمده .
( 2 ) . ر . ك : حواشى .
( 3 ) . مرصاد . ( ص 497 ) .
( 4 ) . ر . ك : حواشى .
( 5 ) . ر . ك . حواشى .