تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤

[ مذكران ]

دوم [ آنكه ] « 1 » 74 / 1 عالم زبان ، [ و ] جاهل دل بود ، در دل او از خداى ، تعالى خوف و حيا نبود و در علم آموختن و نشر كردن ، نيّت تحصيل جاه و مال دنيا و قبول خلق و يافتن مناصب داشته باشد ، لا جرم هوا بر وى غالب شود و علم او متابع هوا گردد و كار به هوا [ كند ] و بر موجب علم ، عمل ننمايد و بر علماى ديندار حسد برد و در پوستين ايشان افتد و در مقام بحث به جدل پديد آيد و ايذا كند و سخن به توجيه نگويد و حق را گردن ننهد ، و خواهد كه به جلدى و زبان آورى حق را باطل كند و باطل را در كسوت حق فرانمايد و از براى اظهار فضل در باب جدل و خلاف به عجز خويش اعتراف نكند . لمؤلّفه :
گمان مبر كه بود ماهر آن چنان عالم * كه در مقام جدل بىثمر خلاف كند به پيش اهل نظر آن كسى مناظر نيست * كه در مباحثه غوغايى از گزاف كند نشان عالم فرزانه چيست مىدانى * كه گاه بحث به عجز خود اعتراف كند
اين‌چنين عالم از آنهاست كه خواجه ، عليه الصّلاة و السّلام ، مىفرمايد : « اتّقوا كلّ منافق عليم اللّسان ، يقول ما تعرفون و يفعل ما تنكرون » يعنى : برحذر باشيد و پرهيز كنيد از آن منافق دانا زبان ، كه به فصاحت بيان و طلاقت لسان بگويد آنچه پيش [ شما ] معروف است و نكند مگر آنچه نزد شما به قباحت و نكارت موصوف است و به حقيقت اين آفت كه در دين به واسطهء چنين عالم فاجر و زاهد جاهل پديد آمده ، به هيچ چيزى پديد نيامده است . چنان كه اسد اللّه الغالب علىّ بن ابى طالب ، كرّم اللّه وجهه ، مىفرمايد : « ما قطع ظهرى فى الاسلام الّا رجلان : عالم فاجر و ناسك مبتدع فالعالم الفاجر يزهد النّاس فى علمه لما يرون من فجوره ، و المبتدع النّاسك يرغب النّاس فى بدعته لما يرون من نسكه » معنى آن است هيچ چيز از نكبات و بلايا و شدايد و [ رزايا ] « 2 » پشت اميد من چنان نشكست [ و ] در اسلام و طريق اعتماد بر قوّت دين و شوكت يقين بر من چنان نبست كه دو كس : يكى عالم فاجر و ديگر زاهد مبتدع ، چه از شومى فجورى كه در اين مبتدع مشاهده كنند در بدعت او رغبت نمايند ، لا جرم به شومى علماى سوء و زاهدان مرائى و درويشان گدا كه از حريصى دين به دنيا مىفروشند و پيوسته بر درگاه ملوك به مذلّت مىگردند و به در
هامش
( 1 ) . ر . ك : حواشى . ( 2 ) . نسخه : زريا .