تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
اى دريغا عرصه افهام خلق * سخت نيك آمد ندارد خلق حلق لقمه بخشى آيد از هر كس به كس * حلق بخشى كار يزدان است و بس حلق بخشد جسم را و روح را * حلق بخشد بهر هر عضوى جدا اين گهى بخشد كه اجلالى شوى * وز دغا و از دغل خالى شوى تا نگويى سرّ سلطان را به كس * تا نريزى قند را پيش مگس گوش آن كس نوشد اسرار جلال * كاو چو سوسن ده زبان افتاد لال
ابو هريره ، رحمه اللّه ، از نبى مىگفت : « حفظت من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم 71 / 7 وعاءين من العلم ، امّا احداهما فقد بثثته و امّا الآخر لو بثثته لقطع هذا البلعوم . » معنى آن است كه دو ظرف از علم به تعليم آن آسمان علم ، زمين حلم ، غوّاص بحار فتوّت ، نقطهء پرگار نبوّت ، سينهء او صدف گوهر اسرار ، زبان او خنجر گوهردار ، عقل شريف [ او ] « 1 » 71 / 10 شكوفهء گلزار و عرش مجيد [ او ] صفهء بازار و بقاى عالم را وراى اركان شريعت و شريطهء پنجم همّت [ و چهرهء او آفتاب آسمان چهارم و ياران او انجم ] صلّى اللّه عليه و آله و صحابه و سلّم ، ياد گرفتم و يكى را بر خلق ايثار كرد [ م ] و به نشر آن شتافتم و به نشر ديگرى رخصت نيافتم و اگر به افشاى آن اسرار متصدّى گشتمى و آن را بر خلق ايثار كردمى [ حلق ] اين خلق بريده شدى . مثنوى :
نيست شرح اين سخن را منتها * پاره‌اى گفتم بدان ز آن پاره‌ها 71 / 16
پس علما سه طايفه‌اند : يكى آنكه علم ظاهر دارند ، دوم آنكه علم باطن دارند ، سيم آنكه [ هم ] علم ظاهر و هم علم باطن دارند و [ آنان ] نادرهء زمان و اعجوبهء اوان باشند ، در هر عصر اگر پنج كس از ايشان در جملهء جهان باشد بسيار بود ، بلكه بركت يكى از ايشان [ به ] شرق و غرب فرارسد و قطب وقت بود و عالميان در پناه دولت و سايهء همّت او باشند و او آن عالم است كه خواجه ، عليه السّلام ، به دو تفاخر مىكند كه : « علماء امّتى كانبياء بنى اسرائيل . »

حكايت : [ علماء امتى كانبياء بنى اسرائيل ]

بزرگى از ارباب حديث مصطفوى و متّبع سنن نبوى ، منبع فضائل روحانيّين ، مجمع شمايل نورانيّين ، مكمّل نفوس به جوامع كمالات ، متمّم عقول سعادات ، قدّس سرّه ، آورده است كه در واقعه‌اى چنان مشاهده كردم كه قيامت قايم
هامش
( 1 ) . كلمات بين دو قلاب تصحيح قياسى است . ر . ك : حواشى سورة البقرة ( 2 / 31 ) .
ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 71 | كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي / مهدى درخشان