پيشوايان جماهير اصحاب نحل و ناموسداران مشاهير ارباب ملل و طلوعيافتگان افق مشرق صبح هدايت و مرشدان انجمن جهل و غوايت و دينگستران كمزن مرتبهء ايالت و مسندنشينان عالىمكانت منصب رسالت ايشاناند [ بدان كه انبيا ] « 1 » 70 / 3 دو نوع علم ميراث گذاشتند : علم ظاهر و علم باطن .
علم ظاهر [ آن ] علم نافع [ است ] كه صحابه ، رضى اللّه عنهم ، از قول و فعل خواجه ، عليه السّلام ، گرفتهاند و تابعين و ائمّهء سلف تتبّع آن كرده و خوانده و آموخته و بدان عمل كردهاند از علم كتاب و سنّت و تفسير و اخبار و آثار و فقه و آنچه از توابع اينهاست .
و علم باطن معرفت آن معانى است كه بىواسطهء جبرئيل از غيب الغيب در مقام
« أَوْ أَدْنى »
كه [ در حالت ] [ لى مع اللّه ] نثار جان خواجه كردند كه :
« فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى »
« 2 » و از ولايت نبوّت جرعههاى آن جامهاى مالامال بر سنّت كرام بر جان جگرسوختگان عالم طلب مىريختند كه : « ما صبّ اللّه فى صدرى شيئا الّا و صببته فى صدر ابى بكر » همچنانكه علم ظاهر بر انواع است و انواع او را در كتب اصطلاحيّه استيفا كردهايم ، علم باطن نيز انواع بسيار دارد : چون علم ايمان و علم اسلام و علم احسان و علم ايقان و علم توبه و علم زهد و علم ورع و علم تقوى و علم اخلاص و علم معرفت نفس و علم صفات و علم آفات نفس و علم معرفت دل و صفات و اطوار و احوال او و علم تزكيهء نفس و تصفيهء دل و [ علم ] فرق در ميان خواطر و ادراك تفاوت درجات صفات و تجلّيات و غير آن از علوم غيبى كه تفصيل او مقتضاى تطويل است و اين جمله آن است كه سالكان اين راه را به تعليم معلّم « 3 »
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »
« 4 » حاصل شود ؛ امّا آنها كه از اين سعادت محروماند ، چون از اين نوع علوم چيزى بشنوند به انكار پديد آيند ، چنان كه خواجه ، عليه الصّلاة و السّلام ، مىفرمايد : « انّ من العلوم كهيئة المكنون لا يعلمها الّا العلماء باللّه فاذا نطقوا فيها لا ينكرها الّا اهل العزّة بالله . » مثنوى :
جنس چيزى چون نديد ادراك او * نشنود ادراك منكر ناك او 70 / 24
هامش
خطابات آمده .
( 1 ) . مرصاد ص 481 ر . ك : حواشى .
( 2 ) . نجم ( 53 / 10 ) .
( 3 ) . بقره ( 2 / 31 ) .
( 4 ) . بقره ( 2 / 31 ) .