تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
باطن دريچه‌هاست و اثرى « 1 » هر يكى به ديگرى متواصل ، باطن را طهارتى از كدورات تعلّقات اغيار حاصل شود ، على الخصوص كه متوضّى ، ادعيهء مخصوص را ورد زبان و اخلاص را در اداى اين معنى حرز جان سپارد . مثنوى :
دست من اينجا رسيد اين را بشست * دستم اندر شستن جان است سست 55 / 4 اى ز تو كس گشته جان ناكسان * دست فضل تو است در جانها رسان حدّ من اين بود كردم من لئيم * زان سوى حد را نقى كن اى كريم از حدث شستم به حيله پوست را * از حوادث شو خدايا دوست را
و صورت اشكال و حركات نماز از آمدن بدين عالم خبر دهد و به مراجعت آن عالم دلالت كند ، چنان كه اشكال نماز ، قيام و ركوع و سجود و تشهّد است ، تشهّد خبر مىدهد از شهود و حضور او در حضرت عزّت ، پيش از آنكه اينجا آمد ، و سجود خبر مىدهد كه چون بدين عالم آمد بعد از مفارقت از وطن مألوف كه آن فترت به منزلهء جمادى است اوّل به مقام نباتى پيوست كه نباتات همه در سجودند كه :
« وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ »
« 2 » همه سر بر زمين نهاده‌اند بر شكل سجود . و ركوع خبر مىدهد [ كه ] از مقام نباتى به مقام حيوانى آمد و حيوانات جمله در ركوع‌اند ، پشت خم داده ، و قيام خبر مىدهد كه از مقام حيوانى به مقام انسانى پيوست كه به جملگى در قيام‌اند . پس در نماز اين اشارت است كه اوّل تكبير بگوى ، يعنى تكبير بر عالم حيوانى و بهيمى كن و بند آز مشو « 3 » و از قيام انسانى كه شكل تجبر و تكبّر است به ركوع حيوانى و بهيمى آى كه شكل تواضع و خشوع و انكسار است و از آنجا به سجود مذلّت و افكندگى نباتى آى تا به تشهّد شهود و حضور اوّل ، بازرسى كه :
« وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ . »
« 4 » نظم :
خوارىّ و بندگى است ، پس آنگه شهنشهى * اندر نماز قامه بود آنگهان قعود 55 / 21
تا چون اين كنى به همان نردبان كه فرود آمدى بر شوى كه : « الصّلاة معراج المؤمن . » بيت :
همه ز آغاز سوى آخر آيند * من از آخر بيايم سوى آغاز
ديگر صفت مناجات نمازى [ او را ] « 5 » از مقام حيوانى و تمنّاى نفسانى و گفت و شنيد
هامش
( 1 ) . متن : اثرى . ياء به جاى كسره به كار رفته است . ( 2 ) . رحمن ( 55 / 6 ) . ( 3 ) . مرصاد . متن : پند آن مشنو . ( 4 ) . علق ( 96 / 19 ) . ( 5 ) . مرصاد ص 168 .