تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
آفرينش را همه پى كن به تيغ لا إله * تا جهان صافى شود سلطان إلّا اللّه را 54 / 1
و به حقيقت چون شاهد هويّت مذكور از جلابيب اسماء و صفات بيرون آيد و نقاب احتجاب از جمال كمال خويش براندازد هويّت موهوم ذكر از سبحات حضرت هويّت سوخته گردد ، « اللّهم ارزقنا نعيم الجمع و قنا جحيم الفرق . » مثنوى :
خود كه يابد اين‌چنين بازار را * كه به يك گل مىخرى گلزار را 54 / 5 دانه‌اى را صد درختستان عوض * حبّه‌اى را آمدت صد كان عوض كان للّه دادن اين حبّه است * تا كه كان اللّه له آيد به دست زانك اين هوا ضعيف بىقرار * هست شد زان هوا ربّ پايدار هوا فانى چون كه خود با او سپرد * گشت باقى دايم و هرگز نمرد همچو قطره خايف از باد و ز خاك * كه فنا گردد بدين هر دو هلاك چون به اصل خود كه دريا بود جست * از تف خورشيد و باد و خاك رست ظاهرش گم گشت در دريا و ليك * ذات او معصوم و [ پا ] برجا و نيك هين بده اى قطره خود را بىندم * تا بيايى در بهاى قطره يم هين بده اى قطره خود را اين شرف * در كف دريا شو ايمن از تلف خود كه را آيد چنين دولت به دست * قطره را بحرى تقاضاگر شدست اللّه ، اللّه زود به فروش و بخر * قطره‌اى ده بحر پرگوهر ببر
پس ، از اين تقرير مقرّر گشت و از اين تحقيق محقّق شد كه ركن اعظم از دندانه‌هاى كليد شريعت در گشادن بند طلسم ، اين كلمه است .

[ نماز ]

امّا نماز كه تالى ايمان است و مقدّم باقى اركان است و عماد قصر دين است و دعامهء بيت يقين است و مناجات حق ، تعالى ، است و اوّل مسئول در روز جزاست ، اسرار طلسم‌گشايى در او بىنهايت و دلايل راهنمايى در او بىغايت است ، چنان كه خاطر فاتر در تقرير آن وافى نيست و مجلّدات و دفاتر در تحرير آن كافى نه ، امّا به حكم : « ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه » به بيان بعضى اكتفا كنيم : اوّل : در طهارت كه شرط صلات است ، فايده آن است كه ظاهر عنوان نامهء اسرار باطن است چون ظاهر به وضو طاهر گردد ، به حكم آنكه قصر وجود را از بيرون به جانب