تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
و به حقيقت اين دو سه كلمه كه شيخ فرموده‌اند از « جوامع كلم » است و در تحت او عالمى از غوامض حكم مدرج است . مثنوى :
شرح مىخواهد بيان اين سخن * ليك مىترسم ز افهام كهن
فيا لها قصّة فى شرحها طول ، القصّه ، امام دست ارادت شيخ گرفت و به تلقين ذكر و تعليم طريق توجّه به خلوت درآمد و به نفى خواطر مشغول شد و حضرت شيخ مراقب حال او مىبوده و امام را خاطر به مأنوسات اوراد دقايق تنزيل و حقايق تأويل و اسرار رياضى و معقول و غوامض فروع و اصول و بدايع معانى و بيان و ودايع حكم قرآن ميل مىكرد و شيخ در مقام تنبيه مىگفتند : بيت .
هرگز نتوان يافت هدايت به هدايه * كان نكته كه اصل است به گفتار نشد حل 46 / 9 نى كشف ميسّر شود از گفتن كَشّاف * و ز بحث مقامات و مقامات مُحَصَّل
امام چون دل را كه خلوتخانهء يار است از اغيار خالى نتوانست كردن ، به بهانهء تجديد وضو از خلوت بيرون رفت و فى الحال متوجّه هرات گشت . مثنوى :
دل نگه داريد اى بىحاصلان * خاصه [ اندر ] صحبت صاحبدلان
46 / 13 اين حكايت بدان آوردم تا بدانى كه معرفت الهى همچنان‌كه شيخ فرمود اگرچه به واردات قدسى و مشاهدات انسى است ، امّا از سپردن طريق عبوديّت و از بذل جهد و طاعت « 1 » و تصفيهء باطن و تزكيهء نفس چاره نيست ، كما سبقت الإشارة اليه . پس ختم كلام در مقصد معرفت بارى ، به مقامات شيخ عبد اللّه انصارى كنيم كه مىگويد : توحيد چيست ؟ آنكه يكى را دوست باشى . معرّف چيست ؟ آنكه دوست را يكى باشى . از عارف در جهان نشان نيست . هر زبان كه از معرفت نشان دهد در دهان نيست . اسرار معرفت فاش كردن ديوانگى است . اميد ثواب و عطا داشتن دوگانگى است . ابو جهل 46 / 21 از كعبه « 2 » مىآيد و ابراهيم از بتخانه . كار ، عنايت دوست دارد باقى همه بهانه . اكثر مقالات متقدّمه در اين كلمات مدرج است : « و العاقل يكفيه الاشارة . »

مقصد سيم در سلوك راه عبوديّت به قدر امكان :

قال اللّه تعالى :
« وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ »
« 3 » و قال عزّ من قائل :
« وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ
هامش
( 1 ) . ن : طاقت تصفيه . ( 2 ) . كيه . ( 3 ) . حجر ( 15 / 99 ) .