در عقل است ، عقل به وجودى مناسب مقام ربوبى در علت اصلى موجود است و از اين وجود باقتضاء و وجوب سابق و تعين معلول در وجود علت تعبير كردهاند ، لذا در رتبهء عقل و در عرض عقل ، وجودى متصور نمىباشد ، چه آن كه لازم آيد دو اقتضاء در حاق ذات علة العلل متحقق باشد و در رتبهء مقدم عقل نيز وجودى متصور نمىباشد ، از اين باب كه بايد اين وجود در ذات علت نحوه تحقُّقى داشته باشد و به آن اقتضا در وجود خارجى مستند شود ، لازمهء اين قول آنست كه واقع و مرتبهء بين حق و عقل را وجود أو پُر نموده باشد و قهراً فيض وجود از طريق آن حقيقت بعقل اول برسد و در اين صورت اول ما صدر نمىباشد . به عبارت ديگر اگر وجودى يا وجوداتى مقدم بر عقل در رتبهء واحد موجود باشند بايد در علَّة العلل نحوه تحقيقي داشته باشند ، اين معنا با بساطت حقه سازش ندارد ، و اگر از اين تالىِ فاسد ، صرف نظر شود ، وجود مقدم بر عقل بحسب رتبهء وجودى از عقل اكمل است ، چون مراد از اكمليَّت تقدُّم بحسب رتبهء وجود است و در اين صورت بايد فيض از آن طريق بعقل برسد چه آن وجود از شدت هيمان بفعل خود عالم باشد يا نباشد - و لا نعنى من الوساطة في الترقيم و التسطير الا هذا - و اگر گوئيم چون صادر بالذات وجود منبسط است در حق تركيب لازم نمىآيد ، گفته مىشود لازمه آن تركُّبِ وجود منبسط است .
قال استاد مشايخنا العظام ، العارف المتأله و الحكيم المحقق - آقا ميرزا هاشم اشكورى ، اعلى اللَّه مقامه الشريف - في بيان حقيقة أرواح المهيَّمة في حواشيه :
« و اعلم انَّه قد يطلق المهيَّمة و يراد بها الأرواح النورية العالية التي قد غلب عليها العشق و المحبَّة ، سواء كانت من المهيَّمة التي لم يكن لها مظاهر ، أو من التي يكون مظاهرها الأفراد ، أو من التي لها مدخل في عالم التدوين و التسطير ، فالماهية بهذا المعنى تشتمل القلم و العقل الأول ، و كذلك المهيمة
تمهيد القواعد ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 84
مساهمون: صائن الدين علي بن محمد تركة
صمقدمهء كتاب ٨٤