( و اللَّه اعلم ) باعتبار تقدمه في الجمعيَّة و كونه صورة حضرة العماء و مرتبة الإنسان الكامل الذي به يتعيَّن الأولية كالآخريَّة ، لا بحسب الوجود ، إذ بحسبه عالم التهيُّم مع العقل الأول و عالم المثال « 1 » بعد عالم الأرواح » .
اما اينكه ملائكهء مهيمين در عرض عقل اول يا در مرتبهء مقدم بر عقل خلق شدهاند و اين معنا با قاعدهء « الواحد » سازگار است يا نيست ، و أصلًا دليل بر وجودِ مخلوقات متكثِّره در عرض يك ديگر چيست ؟ آيا امكان دارد با حفظ آن كه وجود عام اول صادر و عقل اول قابل است ، اين عذر كه عقل اول صادر در مقام تسطير و ترقيم نقوش ممكنات است ، پذيرفته است .
آيا امكان دارد ، در مرتبهء عقل و يا مقدم بر آن حقايقى موجود باشند كه در مرتبهء مقدم بر كليهء موجودات واقع شده باشند و فيض وجود از آنان به ما دون نرسد ، در حالتى كه عقل تام الوجود است و اراده و علم و قدرت و مشيت عين وجود اوست ؟
در جاى ديگر گفتهاند ، افراد قليل و كاملى از انسان وجود دارند كه - افرادند - يعنى محكوم به حكم قطب زمان نيستند ، مثل آن كه حضرت ولايت مقام بعد از حضرت رسول از احدى متابعت ننمود ، مظهر ملائكه واقع در عالم تهيُّم بود .
اين گفته به كلى غلط و دور از حقيقت است ، محققان از عرفاى عامه آن
هامش
( 1 ) مراد از عالم مثال در اين مورد ، مثال جسمانى و صور برزخى است ، و مراد از عالم أرواح ، عالم عقول است ، چون ارباب معرفت از عقول بأرواح نيز تعبير كردهاند لما ورد عن الرسول - اول ما خلق اللَّه روحى ، و اول ما خلق اللَّه العقل .