يمكنه ان يتجاوز عن ادراك الكليات المعقولة « 1 » و يدرك الحقائق الكشفيَّة
شرح
( 1 ) و اعلم انَّه قد تقرَّر زبرهم و أسفارهم ، ان معرفة حقايق الأشياء على ما هي في علم اللَّه تعالى بالأدلَّة النظرية متعذرة ، لوجوه :
الأول ، ان الأحكام النظرية تابعة لمدارك ، و هي لتوجهات ( ألف ) [ 1 ] المدركين و هي للمقاصد و هي للعقائد و العوائد و هي للتجليات الأسمائيَّة المتعيَّنة بحسب استعداد القوابل - چون نزد محققان از صوفيه حقيقت هر شيء عبارتست از نحوهء تعيُّن آن شيء در علم حق تعالى ، چه آن كه همه حقايق نازل از مقام ذات و ينبوع علم و قدرت و وجودند ، و احكام نظرى مأخوذ از طريق برهان تابع قوهء ادراكى است كه همان عقل نظرى باشد و باعتبار اختلاف توجهات صاحب ادراك مختلف مىشود و بحسب اختلاف مقاصد و عقايد نيز قبول اختلاف مىنمايد . از آن جا كه حقايق غيبي در مقام احديَّت و ينبوع وحدت صرف و بسيط و مطلق از قيود و تعيُّنات است ، ناچار تعدد آن بحسب تعدُّد قواى ادراكى و اختلاف از جهت عقايد و مقاصد و عوائد متعين از ناحيهء تجليات أسمائي مستند است به قوابل و نفوس مدرك حقايق و اختلاف در قوابل و قواى ادراكى متأثر از تجليات أسمائي ناشى است از مواطن و مراتب و اوقات و أحوال و امزجه و صفات آن و وسائط وجودى موجود بين قوهء ادراكى و حقايق موجود در صقع احديَّت و ينبوع وحدت . خلاصهء كلام آن كه احكام نظرى تابع استعداد قوه ادراكى است و به لحاظ قرب و بُعد و لطافت و صفاء و جلاء قوه ادراكى مختلف مىشود ، كما اينكه قوهء أبصار هر چه قوى باشد مُبصر ظاهرتر و اگر مبصر زور باشد از قوه باصره حصول آن جهت قوهء باصره ضعيفتر است و اگر مُبصر ملون و شفاف باشد نيل آن از براى قوه باصره آسانتر و اگر كدر باشد آن ضعيفتر است ، قوه نظرى نيز بحسب جهات راجعهء بقابل و جهات مربوط به مُدرك از لحاظ قرب و بُعد و تماميَّت و نقص قبول اختلاف مىنمايد ولى بايد توجه داشت كه حقايق مأخوذ يا مفاض از ناحيهء برهان و يا كشف ، بالذات مختلف نمىباشد ، مگر آن كه
هامش
[ 1 ] اى تابعة لها و تختلف اختلافها و هكذا البواقي ( جلال ) .