قابل انتقال بعالم نفس و روح و سرّ را از دست مىدهد و يا صورت جوهرى مخصوص حيوان از ناحيه ملكات رذيله ، در جوهر حيوانى اشتداد پيدا نموده و حيوان بالفعل غير عابر به طرف صورت و فعليَّت خاص انسان مىشود ، و اين استهلاك در بعضى از موارد صاحب خود را ملحق به ممسوخين نموده باطنِ أو تبديل حيوان درنده و پلنگ و ببر خونخوار و يا حمار متوجه به آب و علف مىگردد .
أي دريده پوستين يوسفان * گرگ برخيزى از اين خواب گران
و يا آن كه به صف سباع نمىپيوندد و در عالم بهائم كه فكر و ذكر آنها خواب و خوراك و شهوت مىپيوندد و از عالم انسانى غافل مىماند .
ده بود آن نه دل كه اندر وى * گاو و خر باشد و ضياع و عقار
و إلى ما ذكرنا أشار في الآية عز من قائل -
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ
قلوبهم
كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً
- در برخى از نفوس احكام سابق بر طبيعت گاهى ظاهر مىشود و عنايت ازليَّه شامل حال نائم گرديده - به حكم قلَّة ميل « 1 »
شرح
( 1 ) مقدمهء منتهى المدارك ص 95 ، 96 ، 97 ، 98 . شرح بر قصيدهء تائيهء ابن فارض ، تأليف شيخ عارف ، سعيد الدين فرغانى تلميذ شيخ كبير صدر الدين قونوى رومى .
اين عارف نامدار دو شرح بر تائيه نوشته است ، شرحى فارسى كه در دست طبع است و جميع مراتب و مقامات در اين شرح بيان شده است ، دوم شرح عربى كه يك بار در مصر چاپ شده است . شرح عربى منتهى المدارك نام دارد ، و شرح فارسى به نام مشارق الَّدرارى است كه بر آن صدر الدين قونوى ، مقدمه مرقوم فرمودهاند . مؤلف و نيز قونوى داراى قلمى جذاب و روان و شيرين به زبان فارسى هستند و نوشته عربى آنان شايد بدرجهء فارسى شيرين و روان نباشد ، چون زبان فارسى در آن عصر در قونيه ، زبان اهل فضل بوده است و اساتيد به فارسى درس مىدادند . در اين عصر قونوى داراى حوزهيى عظيم بوده است از همين حوزهء درسى أكابر و أعاظم در عرفان پرورش يافتهاند از جمله كمال الدين عبد الرزاق كاشانى و شرف الدين قيصرى و سعيد الدين فرغانى و مؤيّد الدين جُندى و عراقى شاعر صوفى مشرب و قطب الدين شيرازى و دهها دانشمند بزرگ در عرفان و تصوّف و ديگر علوم از تفسير حديث و حكمت . مولانا جلال الدين مولوى در همين عصر در قونيه مىزيسته است .