الإلهي و الإمكان و المقام العلى في تحصيل الكمال الذي اهل له و اقتضت مرتبة عينه الثابتة باستعداده الكلى ( ولى استعدادات كلي لازم عين كلي انسان ، مثل اصل عين ثابت ، غير مجعول است بلا مجعولية عين ثابت و انسان بعد از انتقال از مقام علم به عين و تحقق به صورت قلم اعلى ثم انتقال از مرتبهء قلمى به مقام لوح ، و لا ينقطع اين سير متحقق و اين انتقال پا بر جاست تا آن كه بعد از مرور از حضرات وجودى متعين شود به صورت مستقر در رحِم ) از مقام استقرار در رحم شروع به انتقال و سير نموده تا آن كه نشأت وجودى أو كامل و بعد از تكامل نشأت وجودى و تماميت استواء خاص صورت مفاض به أو ، يعود عروجه بالانسلاخ للتركيب المعنوي الثاني » .
بحث و تحقيق
يجب علينا في المقام ذكر نكتة مخفية على كثير من المحجوبين و هو : در جميع أطوار انتقاليهء انسان أسماء حاكم در هر نشأت از نشئات وجودى منشأ تلبُّس انسان بصور و تعين أو ، به تعيُّنات مخصوص هر نشأت و مرتبه است ، ولى بعد از تعيُّن ماده به صورت غذا و تحوُّل آن به صورت نطفه و استقرار آن در رحِم و تحول آن به صورت علقه و مضغه ، آثار أسماء حاكم بر مظاهر انسانى به تدريج ظاهر مىشود و چه بسا أسمائي از باب آن كه دورهء دولت و سلطنت آنها تمام مىشود به باطن غيب رجوع نمود يا تحت حكم اسمى كلىتر ظاهر شده و منشأ انتقال مادهء انسانى از صورت نباتى به حيوانى و از صورت حيوانى به انسانى مىشود و از ناحيهء تطوُّر در أطوار است كه در نتيجهء تناكح واقع در أسماء الهيه مزاج انسانى در ماده قابل طالع مىشود و بعد از عبور از صورت حيوانى ، آثار روحانى به تدريج در آن ظاهر گرديده ولى اثر روحانى خاص مقام روح انسانى مغلوب آثار خاص روح حيوانى است و اثر روحانى نازل از عالم علوى و ملكوتى به حكم غلبهء مرتبهء حسيه و سلطنت طبيعت از اصل