جوهر بالقوة است و در عروج تركيبى نيز ذات ماده متحرك به طرف فعليات است و كون و فساد أصلًا با قواعد درست در نمىآيد و نفوس بحسب تعيُّنى كه در عالم اعيان و حضرت ارتسام دارند متدرجاً بغايت خود مىپيوندند ، لذا غايت برخى از نفوس نيل بدرجهء خيال بالفعل و بالاخره حشر با برازخ شالى است ، و غايت بعضى از أرواح اتحاد با عقلي از عقول با حفظ تفاوت در درجات ، و نهايت بعضى از نفوس فناء في اللَّه و غايت برخى از نفوس اتحاد با اسم اعظم و فناى در احديَّت و بقاء بوجود جمعى الهى است با نيل بمقام صحو بعد از محو و فناء عن الفنائين و تمكين بعد از تلوين است .
لذا حظَّ كمَّل از اولياء محمديين از مقامات ، مقام أو ادنى و از مراتب و درجات مرتبهء اكمليَّت و از فتوح ، فتح مطلق و از بطون سبعه ، بطن هفتم و از اسفار ، نهايت سفر چهارم است .
اين معنى بدون اعتقاد به حركت در جوهر و إذعان به تحول ذاتى صورت وقوع قبول نمىنمايد و حقيقت اين نفوس همان نحوهء تعيُّن آنهاست در علم حق به صورت اسم اعظم ، و اين مقام بالاصالة اختصاص به حضرت ختمى مقام دارد كه عين ثابتش سِمَت سيادت بر ساير اعيان دارد و كُمَّل از وراث أو داراى اين مقامند بالوراثة ، يعنى أخذ فيض از همين مقام نمايند و مأخذ فيض آنان همين مقام است . خاتم اين مقام مهدى موعود - عليه السلام - است و غير عترت كه اول آنان خاتم ولايت محمديه على مرتضى و آخر آنان ، مهدى - عليه السلام - است ، از اين مقام حظّى ندارند و اولو العزم از أنبياء اگر چه چهار سفر از اسفار سلاك إلى اللَّه را پيمودهاند ولى اسم حاكم بر مظاهر آنان ، اسم اعظم نيست ، لذا شيخ أكبر و تلميذ أو صدر الدين قونوى و كليهء شارحان فصوص در شرح بر فصِّ شيثى به تبع مؤلف اعظم ، تصريح نمودهاند كه كليهء أنبياء از باطن خاتم ولايت ، مهدى موعود - عليه السلام -
تمهيد القواعد ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 138
مساهمون: صائن الدين علي بن محمد تركة
صمقدمهء كتاب ١٣٨