تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد القواعد ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 137

مساهمون:

صمقدمهء كتاب ١٣٧
است و نفس مفاض به بدن أو در همان ابتداى وجود ، مجرَّد تام است و اين صورت بحسب ظاهر كلمات مشَّاء و اشراق در كليهء افراد داراى درجه‌اى خاص از فعليت است ، و ناچار غايت وجودى آن همان فاعل واسطهء در فيض بين حق و عالم ناسوت و طبيعت است و اتصال بعقل فعَّال يا ربّ النوع بنا بر اختلاف در مشارب نهايت وجودى نفوس است و اختلاف در نفوس جوهرى نيست و تمايز بحسب ملكات مكتسبه از اعمال به وساطت قواى بدنى است . جماعتى با حفظ مبناى مذكور نهايت وجودى انسان را اتحاد با عقل اول دانسته و معتقدند كه نفوس كمَّل با عقل اول متحد مىشوند و يا آن كه غايت وجودى و نهايت رجوع آنها به مبادى قبول سِير تكاملى است تا محاذى عقل و قوس صعودى از اين رجوع انسان به مبادى حاصل مىشود . برخى از محققان گويا خواسته‌اند بگويند بدن كُمَّل بحسب استعداد خاص نفس مدبِّرى را طلب نمايد كه بحسب قوت وجودى و قبول استكمال ناشى از اعمال و افعال مقرب به حق سلسلهء مراتب بين خود و حق را در سِير عروجى پيموده و هم سنگ عقل اول گرديده و بلا واسطه از حق أخذ فيض نمايد . بايد توجُّه داشت كه بدون اعتقاد به حركت جوهرى و تكامل تدريجى ذاتى هيچ نفسي عقل بالفعل نمىگردد و نفس مجرَّد بالفعل همان عقل است و استكمال عرضى حاصل از اعمال مقرب به حق با سكون نفس منافات دارد و عقل بالفعل مجرد ، محل عوارض غريبه واقع نمىشود و امكان ندارد ، نفوس كمَّل بحسب اصل درجهء وجود با نفوس - بله - در يك درجه از كمال باشند . همان طورى كه در قوس نزول ذات و حقيقت وجود بدون تجافى از مقام قبول تضاعف در تنزُّلات نموده تا بدرجهء قوهء وجود مىرسد و قوه وجود
تمهيد القواعد ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 137 | صائن الدين علي بن محمد تركة / سيد جلال الدين آشتياني