تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد القواعد ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 136

مساهمون:

صمقدمهء كتاب ١٣٦
كه انسان غايت ايجاد و ثمرهء وجودست . ديگر آن كه ، حقيقت قلم ، در مرتبهء جامعه ، نظير انسان كامل جامع جميع فعليات و محيط به كليهء تعيُّناتست ، جميع احكام در احديت و واحديت در قلم اعلى كه واسطهء در ترقيم و تسطير كلمات وجوديه است ، به نحو تفصيل موجود است ، چرا عقل اول غايت ايجاد ، نباشد ؟ اين دو اشكال را مؤلف متن و شارح علامه ، ذكر كرده‌اند و از آن جواب داده‌اند . چون جاى اين سخن هست كه چرا مقام تعين اول و مقام تعين ثانى ، يعنى مرتبهء احديَّت و واحديَّت مرآت شهود ذات نباشند ، چون آن چه كه مستجن در غيب ذاتست در تعين احدى و واحدى موجود است ، غايت تجلى كه كمال جلاء و استجلاء باشد ، در اين دو موطن تحقق دارد و حق اول در احديت خود را مستجمع جميع شئون و كمالات شهود نمايد و اين مشاهده ناشى است از ظهور ذات للذات ثمَّ جميع شئون و كمالات وجودى موجود در واحديَّت و احديَّت در عقل اول و كليهء كمالات متحقق در عقل اول به وجودى جمعى و قرآنى در عالم كبير ، به تفصيل متحقق است و تجلَّى حق در هر موجودى به لحاظ آن كه جامع كليهء حضرات ، كمال جلاء ، و مشاهدهء حق ذات خود را در جميع حضرات ، كمال استجلاست ، سببِ خلقت انسان و شهود حق ذات خود را ، به شهودِ فرقى لغو است از باب آن كه اين غايت در عالم كبير نيز متحقق مىشود ؟ تحقيق در اين مسأله و اختيار مشرب و مرام خاص در اين بحث مبتنى است بر اين امر مهم ، كه آيا حقيقت انسان چيست ، انسان بحسب وجود در علم حق چه تعيُّنى دارد و باعتبار وجود بدوى و ابتدائى دارى چه نحو از وجود است ، آيا غايت وجودى أو چيست ؟ جمعى معتقدند كه انسان باعتبار وجود و قبول تعيُّن انسانى عقل بالفعل