تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد القواعد ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 124

مساهمون:

صمقدمهء كتاب ١٢٤
مرتبهء به شرط شيء كه از آن به اثر تعبير فرموده‌اند ، متأخر است از مقام لا به شرط وجود ، و مقام ظهور وجود و جلوه هستى محض كه از آن به فيض تعبير مىشود ، مقيد است باطلاق و واجد است جميع كمالات و فيوضاتى كه از أزل تا به ابد به موجودات مىرسد ، مظاهر موجود در وعاء زمان و ماده و حقايق مظاهر موجود در آخرت و موجودات مقدم بر عالم زمان و دهر همهء رقايق اين حقيقت كليه‌اند به اين لحاظ اين حقيقت غير متناهى و نسبت بشئون وارده بر آن ، صرف است - جف القلم بما هو كائن - ناظر است به اين مقام از وجود ، لذا در مقام ظهور آن چه از كمال متصور است در آن موجود است و نفاد و حد ندارد ، چون منبعث است از حقيقت و ذات وجوبى و جهت عليَّت عين ذات واجب الوجود است ، لذا حد به معناى ماهيت كليه ، از مقام صرافت و اطلاق وجود منبعث نمىباشد و صنع بما هو صنع و فيض بما هو فيض نامتناهى است ، به همين مناسبت گفته‌اند ، فيض حق قديم و إحسان حق دائمى است ، و در اين جمال بىهمال حق كه از آن به مشيَّت نيز تعبير شده است ، داراى سعه و اطلاقى است كه قبولِ تعدُّد و تكرُّر نمىنمايد - و ان في جمال الحق سعة لو تكرّر لضاق - و حد و نفاد از جانب مفاض و مخلوق است . از اين جهت است كه أسماء حاكم بر مظاهر دنيوى و أسماء حاكم بر مظاهر اخروى و أسماء مشترك بين اين دو و أسماء حاكم بر أرواح كليه و ملائكه واسطه در تسطير و ملائكه مهيّمه كلًا و طُرّا ، قائم بوجود منبسط و وجود عام و مطلقند و حقيقت وجود در مقام ظاهر صورت اسم رحمان است و اسم رحيم نيز از لوازم اسم رحمان است باعتبارى .

نتيجة قرآنيَّة

اطلاق و سريان در وجود و هستى در مقام ظهور و فيض ، قيد وجود است و در ذات قيد نيست ، به همين لحاظ متأخِّرانِ از متألِّهان از وجود