چون مطالب آقا على غامض و فهم كلامِ أو بخصوص در عويصات مشكل و براى غير متدرِّب و غير ورزيده ، ثقيل است ، لذا جابجا به توضيحِ كلام آن نحرير مىپردازيم . قال - رضوان اللَّه عليه - في البدائع :
« . . . از آن جا كه وجودى عام تمام اثر مبدأ اول باشد و تمام ظهور أسماء و صفات أو در حقيقت ، اطوارِ أطوار حق اول بود لكن نه بحسب ذات و كنه بل كه بحسب فعل و ظهور وجه - در هر چه بنگرم تو پديدار آمدى - أي نانموده رخ تو چه بسيار بودهاى - و چون هويت خاصَّهء مجعول بالذات در مرتبهء اقتضاى جاعل بالذات كه عين ذات أو بود به حكم مناسبت ذاتيهء جاعل بالذات با مجعول بالذات ( نظر بعدم امكان اقتضاى عموم أو يا تساوى اقتضاى أو نسبت بمجعول بالذات و غير أو ، و الا تخصص بلا مخصص لازم آيد ) بايد متعين بود به تعيُّنى كه أو را بحسب وجدان بود ، نه بحسب فقدان . زيرا كه حدِّ عدمى يعنى فقدانى كه مجعول بالذات را باشد بحسب مقامى كه أو را در ترتُّب و نظام وجود بود ، در مرتبهء ذات و اقتضاى ذاتى جاعل بالذات نباشد ، و الا جاعل بالذات محدود شود در مرتبهء ذات ، به حدى كه مجعول بالذات را بود ، بل كه تركيب در ذات أو لازم آيد ، و آن چه مفروض شد كه به تمام ذات جاعل بالذات بود چنين نباشد ، بل كه تكرر يك عين وجودى به حدى خاص و تعيُّنى مخصوص لازم آيد ، و هم شيء واحد مفيض ذات خود شود ، و هم جاعل بالذات مفروض ، فاقد مقام خود بود و مكافى با مجعولِ بالذات شود ، پس جاعليَّت و مجعوليَّت از ميان برخيزد ، مجعول بالذات از قبل اقتضاى جاعل بالذات أو را نباشد و حدود عدميه و ماهويه بالذات مجعول نباشند ، و از مرتبه و مقام تقرُّر وجودى مجعول بالذات كه أو را در نظام وجود بود سلب شوند و در مرتبهء اخيره لاحق شوند ، و چون چنين باشد و جهت مظهريَّت و مجلائيَّتِ مجعول بالذات نسبت بذات و كمالات ذاتيهء جاعلِ بالذات ، مجعوليَّت بالذات بود ، مجعول بالذات در مرتبهء
تمهيد القواعد ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 118
مساهمون: صائن الدين علي بن محمد تركة
صمقدمهء كتاب ١١٨