تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد القواعد ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 111

مساهمون:

صمقدمهء كتاب ١١١
ماهياتست و اين بيان در صورتى تمام خواهد بود كه به كثرت واقعى در وجود كه از تجلى اصل وجود و لازم اصل حقيقت صاحب درجات است ، قائل نشويم و كثرت را در وجود نيز اعتبارى بدانيم نه حقيقى و تشكيك اختصاص پيدا نمايد به مظاهر وجود نه مراتب وجود ، چون بطور اشاره بيان كرديم كه وجودى واحد سارى در مراتب است .

تقرير برهان لتشييد مرام

حكيم محقق و نحرير مدقِّق ، مؤسِّس مسلك اشراق در أدوار اسلاميه ، الشيخ البارع شيخ شهاب الدين سهروردى در حكمت اشراق كلامي و بيانى دارد كه نيل به مغزاى آن صعب و فهم آن دشوارست و خاتم المحققين صدر المتألِّهين بر اين موضع حاشيه و تعليقه‌يى مرقوم فرموده‌اند كه از آن مىتوان نتيجه گرفت كه در مراتب نزول و صعودِ وجود ، وجودى « 1 » واحد سارى كه احاطه‌اش بر درجات ، احاطهء سريانى است ، و احاطهء مقوم اين وجود و معيَّتِ جاعل اين فيض واحد سارى در درجات صعودى و نزولى ، احاطه « 2 »
هامش
( 1 ) بايد متوجِّه بود كه كه وجود عام سارى در مراتب كه حكما به آن معتقدند و حكماى اشراق آن را نور سارى مىدانند ، اين وجود سارى مقام و مرتبه‌اى مقدّم بر مراتب وجود ندارد ، عرفا براى وجود منبسط مقامى مقدّم و حقيقتى جدا از وجودات و انوار خاصَّه قائلند ولى اين وجود نزد حكما عين مراتب است و بالذات باطلاق متّصف نمىباشد و جعل و افاضهء آن عين جعل وجودات خاصّه است و وجود در هر مرتبه‌اى داراى حكمى عام است كه شأن اصل وجود است و داراى حكمى خاص مرتبه دارد ، لذا وجود در هر مرتبه مقوِّم آن مرتبه است يعنى خارج از آن نمىباشد .« هر مرتبه از وجود حكمى دارد * گر حفظ مراتب نكنى زنديقى »( 2 ) غفلت از سرّ اين احاطه و عدم نيل به كيفيّت آن ، سبب شده است كه جمعى از ظاهريون ، معيَّت حق را كه در كريمهء معجز نظام به آن تصريح شده است ،« وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ »معيّت علمى بدانند و از اين معيت علمى نيز فقط لفظى بدون تعقُّل معنا بر زبان آنان جارى شده است چه آن كه علم حق عين ذات اوست و معيّت علمى أو نيز به معيّت قيُّومى برمىگردد « و للثنويين الويل ممّا تصفّون » . كنتم » معيّت علمى بدانند و از اين معيت علمى نيز فقط لفظى بدون تعقُّل معنا بر زبان آنان جارى شده است چه آن كه علم حق عين ذات اوست و معيّت علمى أو نيز به معيّت قيُّومى برمىگردد « و للثنويين الويل ممّا تصفّون » .