له . در جواب فرموده است ، جميع مراتب از عقول به يك وجود موجودند و اين وجود داراى مراتب و درجات و حدود عقلي است كه متنزع است از نفاد لازم مجعوليَّت .
مسألهء توحيد وجودى نيز كه عرفا از ناحيهء مجعوليت وجود عام بإثبات آن پرداختهاند ، بنا بر مشرب حكما نيز تمام خواهد بود ، چون وجودى سارى متحد با مراتب كه بعد از تجلى حق در عقل از مرتبهاى به مرتبهء ديگر مرور نموده و سارى در كلّ است متحقق و عقل اول تمام حقيقت أشياء و در نتيجه ، جلوهء تام و تمام حق خواهد بود .
به عبارت واضحتر ، همانطور كه فيض عام از باب آن كه عين ربط بحقّ است و مصحِّح توحيد فعلى همين عين ربط بودن آن مىباشد ، عقل اول نيز بحسب وجود ربط محض به حق و فعل آن نفس فعل حق است و فعل و اثر عقل نيز كه مبدأ وجود عقل ديگر است ، عين ربط به حق اول است ، و اين معنا در كليهء موجودات و حقايق مبادى آثار ثابت است و حق بحسب احاطهء قيُّوميه مؤثر و مفيض فيض است و لا غير ، و غير أو معدّات و سبب سريان فيض از مقام و مرتبهاى بمقام و مرتبهء ديگر است - و ليس لما بالقوة مدخلية في افاضة الوجود - و نور ضعيف سبب عدم استيلاى نور قوى نمىشود - و لا مؤثر في الوجود الا اللَّه ،
يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
- .
كليهء استدلالاتى كه عرفا و عظماى صوفيه در إثبات آن كه فيض نخست وجود عامَّست ، قابل خدشه مىباشد ، و تقرير تمامى كه بتوان از اين استدلالات به صورت برهان قويم الأركان ، بيان نمود همانست كه آخوند ملا عبد اللَّه در انوار جليّه ذكر فرموده است و ما آن را نقل كرديم و بايد با تقرير اين استدلال با ذكر دقايق موجود در بطن آن ثابت نمود كه تمام جلوه حق يك فيض سارى در كافهء درجات و مراتب است و كثرت ناشى از قوابل و